و قولى دگر آن كه : ايشان را وعده داد بر قطع و طمع افگند كه زمين مصر و ملك فرعون ايشان را خواهد بود [ ن ] ( 1 ) بوعد ( 2 ) من اللَّه له بذلك . و مشيّت ارادتى باشد در ايقاع ( 3 ) فعل [ على ] ( 4 ) وجه دون [ 184 - پ ] وجه . . * ( وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ) * ، و انجام پرهيزگاران را باشد براى آن كه ايشان با ثواب خداى شوند .
قوم موسى بر سبيل توجّع و تألَّم گفتند : * ( أُوذِينا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنا وَمِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا ) * ، أى موسى يا ( 5 ) نبىّ اللَّه ، دانى كه اينان ما را رنجور داشتند پيش از آمدن تو و نيز پس از آن كه تو بيامدى . چون در هر دو حال ما را در رنج مىبايد بود ( 6 ) ، آخر فرق چيست ميان حضور و غيبت تو ( 7 ) :
چون با تو و بى تو مى ( 8 ) به غم بايد زيست
پس فرق ميان وصل و هجران تو چيست
و « اذى » رنجى ( 9 ) باشد كه به تلف نفس نرسد ، و ايذاى ايشان قوم موسى را آن بود كه وهب گفت : قوم فرعون بنى اسرائيل را بنده گرفته بودند . ايشان را كارهاى گران فرمودندى ( 10 ) چون سنگ كندن از كوه و نقل كردن ، و بناى كوشكها ( 11 ) و سراها كردن و انواع حرف ( 12 ) صناعات از گلىگرى و آهنگرى و درودگرى و خشت زدن ، و آن كس كه نتوانستى كرد ( 13 ) و ضعيف بودى ، او را ضريبهاى ( 14 ) بر ( 15 ) نهاده بودندى كه در ماه و در روز بدادى ، و اگر تأخير كردى و ندادى او را بزدندى و بازداشتندى و جفا كردندى . و زنان را نيز دوك رشتن و جامه بافتن و درزى كردن ( 16 ) فرمودندى و كارهايى كه لايق ايشان بودى . موسى - عليه السّلام - ايشان را دلخوشى
هامش
( 4 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 2 ) . اساس : به وعده ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 3 ) . مج ، وز ، مل ، لت : وقوع .
( 5 ) . آج ، لب : ندارد .
( 6 ) . مج ، وز ، مل ، لت : بودن .
( 7 ) . مج شعر ، وز ، مل بيت .
( 8 ) . مج ، وز ، مل ، لت : چون بى تو و با توام .
( 9 ) . اساس : رنج ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 10 ) . مج ، وز ، مل : فرمودند ، بم ، آف : فرمودى .
( 11 ) . مج ، وز ، مل ، لت : و بناها و كوشكها .
( 12 ) . مج ، وز ، مل ، لت و .
( 13 ) . مج ، وز ، مل ، لت : كردن .
( 14 ) . اساس : ضربه ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 15 ) . مل سر .
( 16 ) . مج ، وز ، لت : در زيان كردن ، مل : خيّاطى كردن .