و چون برهانيديم شما را از آل فرعون تا بر شما مىنهند ( 1 ) بدى عذاب و مىكشند ( 2 ) پسران ( 3 ) را و زنده رها مىكنند ( 4 ) زنان ( 5 ) را و در اين ( 6 ) بلايى بود و امتحانى از خدايتان بزرگ .
قوله : * ( وَقالَ الْمَلأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ ) * - الاية . در اين آيت خداى تعالى حكايت [ آن ] ( 7 ) انكار كرد كه قوم فرعون و اشراف و معروفان ايشان كردند بر فرعون و گفتند :
رها خواهى كردن موسى را و قومش را تا در زمين فساد كنند ، يعنى دعوت او خلق را با خلاف ( 8 ) تو و عصيان در تو و ايمان به خداى و عبادت تو [ و ] ( 9 ) رها كند ( 10 ) تو را و خدايان تو را . حسن بصرى گفت : فرعون - عليه اللَّعنة - بت پرست بود و با آن كه دعوى خدايى كرد بت پرستيدى ، پس هم عابد بود و هم معبود ، و از اين جا گفت : أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلى ( 11 ) ، يعنى به اضافت با بتان .
سدّي گفت : او و قوم او پيش از آن كه ( 12 ) دعوى خدايى كرد گاو پرستيدندى ، هر كجا گاوى نكو ديدندى گفتندى اين خدا [ ست ] ( 13 ) و او را عبادت كردندى .
گفت : براى ميل و دوستى ايشان گاو را ، سامرى از ميان همهء حيوانات گوساله اختيار كرد . زجّاج گفت : او اصنامى اختيار كرد براى قومش تا آن را پرستندى ( 14 ) - تقرّبا اليه - چنان كه بت پرستان گفتند : ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا [ 184 - ر ] إِلَى اللَّه زُلْفى . . . ( 15 ) ، و روايت كرد ابو عبيده كه حسن بصرى را پرسيدند كه : فرعون چيزى
هامش
( 1 ) . مج ، وز : مىدهند .
( 2 ) . آج ، لب : مىكشتند .
( 3 ) . مج ، وز ، لت : پسرانتان ، آج ، لب : پسران شما .
( 4 ) . آج ، لب : زنده مىگذاشتند .
( 5 ) . مج ، وز : زنانتان ، آج ، لب : زنان شما .
( 6 ) . مج ، وز ، لت ، در آن .
( 13 - 9 - 7 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 8 ) . مل : بر خلاف .
( 10 ) . مل : كنند .
( 11 ) . سورهء نازعات ( 79 ) آيهء 4 .
( 12 ) . وز او .
( 14 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب : پرستيدندى .
( 15 ) . سورهء زمر ( 39 ) آيهء 3 .