و در كلام محذوفى هست ، و التّقدير : فارسل فرعون فى المدائن حاشرين يحشرون السّحرة فحشروهم فجاء السّحرة فرعون ، و لكن بيفگند لدلالة الكلام عليه . گفتند ( 1 ) : ما را مزدى و پاداشتى ( 2 ) خواهى دادن اگر چنان باشد كه ما موسى را غلبه كنيم ؟ و اين قول سدّي و ابو العبّاس است ، يقال : جئته و جئت اليه . و جئته به معنى قصدته باشد ، و جئت اليه أى جعلته غاية لقصدي . و براى آن « فا » در « قالوا » نياورد كه كلام در تقدير نهاده است كه : لمّا جاؤا عليه قالوا .
و « اجر » مزد و ثواب باشد به خير . و « جزا » پاداشت بود به خير و شرّ . و اسم « انّ » چون متأخّر شود از خبر « لام » در [ او ] ( 3 ) آرند ، و اگر باز پس نه افتد ( 4 ) ، « لام » در [ او ] ( 5 ) نيارند . تا جمع نكرده باشند بين علامتى التّأكيد ( 6 ) و هما انّ و الَّام .
* ( إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ ) * ، در « نحن » دو قول است ( 7 ) . يكى آن كه : در محلّ رفع است به آن كه : تأكيد اسم « كان » است ، و يكى آن كه : او را محلى نيست از اعراب ، براى آن كه او فصل است . بين المبتدإ و الخبر ، و غلبه ابطال مقاومت باشد به قوّت براى اين خداى را غالب ( 8 ) خوانند .
* ( قالَ نَعَمْ ) * ، حكايت قول فرعون است كه او گفت : آرى شما را بنزديك من مزد و پاداشت به خير خواهد بود ( 9 ) و بر سرى ، از جملهء مقرّبان و نزديكان من باشى ، ( 10 ) و پايهء شما بنزديك من رفيع بود و منزلت بلند . و در آيت دليل است بر آن كه فرعون بندهء ذليل ( 11 ) محتاج بود اگر ايشان انديشه كردندى ، چه اگر خداى بودى بزعمه او را به سحره حاجت نبودى كه آنچه خواستى توانستى ( 12 ) كردن . و نيز در آيت دليل است بر آن كه ساحران دروغ گفتند در آن دعوى كه كردند ، كه ايشان
هامش
( 1 ) . مج : بگفتند .
( 2 ) . وز : پاداشى .
( 5 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 4 ) . مج ، وز ، لت : نيوفتد ، مل ، آج ، لب : نيفتد .
( 6 ) . آج ، لب : علامت التّأكيد .
( 7 ) . مج ، وز ، مل ، لت : گفتند .
( 8 ) . مج ، وز ، مل ، لت و قاهر .
( 9 ) . مج ، وز ، مل : بودن ، آج ، لب : باشد .
( 10 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب : باشيد .
( 11 ) . مل و .
( 12 ) . مل ، لت : بتوانستى .