تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
را بفرستى تا جادوان دانا را جمع كنند تا كار موسى بنگرند ، اگر سحر است و جادوى جوابش بدهند به سحرى كه آن را غالب باشد ، و اگر سحر نيست واو صادق است راى در حقّ او بزنند . گفتند : راى آن است كه كودكان را بفرستى به ديهى كه در آن جا جادوان بودند تا جادوى بياموزند ، و آن ديه » را « عرما » ( 2 ) خواندند . هفتاد و دو كودك را اختيار كردند ، هفتاد از بنى اسرائيل و دو از قبط ، و با موسى وعده بكردند ( 3 ) و مهلتى بخواستند و موسى - عليه السّلام - مهلت ( 4 ) بداد . آن كودكان آن جا رفتند و مدّتها سحر آموختند تا ساحران تمام شدند . ايشان را با پيش فرعون فرستادند و گفتند : ما اينان را سحرى آموختيم كه ساحران عالم را غلبه كنند از هر سحرى كه در زمين باشد ، الَّا كه كار سماوى باشد كه اينان طاقت آن ندارند . و قولى ديگر آن است كه : فرعون كس فرستاد در اقطار جهان تا هر كجا ساحرى بود او را بياوردند . چون پيش فرعون آمدند ( 5 ) ، قصّهء موسى و عصا با ايشان بگفت . ايشان گفتند : اگر اين مرد ساحر است ، ممكن نيست كه ما را غلبه تواند كرد ( 6 ) و ما او را غالب باشيم ، و اگر جادو نيست و كار او سماوى است ما به او ( 7 ) هيچ نتوانيم كرد ( 8 ) ، و ذلك قوله : * ( وَجاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ ) * ، جادوان پيش فرعون آمدند . از جمله جمعهاى فاعل يكى « فعله » باشد كالحفظة و السّفرة ، [ 180 - پ ] و البررة و الكتبة . مفسّران در عدد سحره ( 9 ) خلاف كردند . مقاتل گفت : هفتاد و دو مرد بودند ، هفتاد اسرائيلى و دو قبطى . كلبيّ گفت : هفتاد مرد بودند ، بيرون از دو رئيس كه
هامش
( 1 ) . آج ، لب : ده . ( 2 ) . تفسير طبرى : « فرما » ضبط كرده است . ( 3 ) . مج ، وز : وعده برزدند . ( 4 ) . مج : مهلتى . ( 5 ) . مج ، وز فرعون . ( 6 ) . آج ، لب : تواند كردن . ( 7 ) . مج ، وز : مايان . ( 8 ) . مج ، وز : كردن . ( 9 ) . اساس : سحر ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .