تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
* ( قالُوا أَرْجِه ) * ، گفتند آن گروه كه مشورت با ايشان برده بودند : باز دار او را و در كار او تأخيرى بكن . حمزه و يحيى خواندند : [ ارجه ] ( 1 ) به سكون « ها » بى همزه ، و وجه او آن است كه در او دو لغت آمد همزه نحو : « ارجأت » ، و ترك همزه نحو « ارجيت » . همزه از أرجيت گرفت بىهمزه و « ها » براى استراحت آورد ، چنان كه در « قه » و « عه » آورد . و بصريان خواندند و داجونى از هشام : « ارجئه » من أرجأت الامر أى اخّرت بالهمزة على وزن افعله . و ابن كثير و الحلوانيّ عن هشام همچنين خواندند ، جز كه ايشان وصل كردند « ها » ى مضموم ( 2 ) را به « واو » ى پس او ، ابن ذكوان خواند به كسر [ ها ] ( 3 ) بى اشباع : « ارجئه » . و ابو جعفر من طريق ابن العلَّاف و قالون و المسيّبيّ « ارجه » بى همزه به كسر « ها » بىاشباع ، و باقى قرّاء و آن كسائى است و خلف و اسماعيل و ورش و ابو جعفر من طريق النّهروانىّ به كسر « ها » بى همزه و اشباع و ( 4 ) به « ياء » ( 5 ) از پس « ها » . و اختلافشان در سورة الشّعراء همچنين است . و الإرجاء ، التّأخير و همزه لغت قيس است و ديگر عرب ، و ترك همزه لغت تميم [ است ] ( 6 ) و اسد و مرجيان را براى اين ، خوانند لتأخيرهم هم الوعيد و جوازهم العفو . عبد اللَّه عبّاس گفت : اخّره ، باز پس دارش ، يعنى توقّف كن در كارش ، و قتاده گفت : احبسه ، باز دارش . * ( وَأَخاه ) * ، برادرش ( 7 ) يعنى هارون را . * ( وَأَرْسِلْ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ ) * ، و در شهرها بفرست كسان را كه مردم را و جادوان را جمع كنند ، و « حاشرين » مفعول به است . * ( يَأْتُوكَ ) * ، جواب امر است براى آن مجزوم است - تا بيارند به تو هر جادويى دانا را . كوفيان خواندند : « سحّار » مگر عاصم على فعّال لتكثير الفعل و الحرفة ، و باقى قرّاء « ساحر » على فاعل . گفتند : راى آن است كه در اقطار عالم و شهرها كسان ( 8 )
هامش
( 6 - 3 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد . ( 2 ) . مج ، وز : مضمومه . ( 4 ) . مج ، وز ، لت : او . ( 5 ) . مج ، وز ، لت : يا بى . ( 7 ) . مج ، وز ، لت را . ( 8 ) . مج ، وز ، مل : كسانى .