تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
كردن ايشان از كفر و معصيت تا مانند آن كه به ايشان رسيد به اينان نرسد ، و نيز بيان كردن كه جماعتى هستند كه هرگز ايمان نخواهند آورد [ ن ] ( 1 ) به اختيار بد خود ، كالمطبوع على قلبه . آنگه خداى تعالى گفت : * ( تِلْكَ الْقُرى ) * ، اين شهرها كه ما آن را هلاك كرديم و قصّه و اخبار آن با تو بگفتيم ، از ( 2 ) شهرهاى قوم نوح و عاد و ثمود و شعيب و لوط و آن قوم كه ذكر ايشان در آيت مقدّم برفت ، آنگه بيان كرد كه : آنچه به سر ( 3 ) ايشان آمد از عذاب پس آن بود كه من بر ايشان حجّت گرفتم به بعثت انبياء - عليهم السّلام - و اظهار معجزات بر دست ايشان و بيان ادلَّه و حجج و طرايق ( 4 ) علم ، گفت : رسولان ايشان بيّنات و حجج به ايشان بردند ، ايشان ايمان نياوردند به هيچ وجه با آنچه پيش از آن كافر ( 5 ) شده بودند و تكذيب كرده ، يعنى استنكاف و تكبّر و ( 6 ) قلَّت تأمّل و نظر رها نكرد ايشان را كه با آنچه كافر بودند از وحدانيّت خداى تعالى و آنچه اركان شرع است ايمان آرند . آنگه گفت : * ( كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّه ) * ، خداى چنين مهر نهد ( 7 ) بر دل كافران . از اين آيت معلوم مىشود كه خداى تعالى به مهر و طبع منع نكند كس را ( 8 ) از ايمان ، براى آن كه اشارت كرد به امورى كه همه ادلَّه و حجج و بيان است و داعى به ايمان ، از قصّهء [ هلاك ] ( 9 ) اوايل و فرستادن رسل - عليه السّلام - و آوردن ايشان معجزات و بيّنات را ، و آن كه ايشان به اختيار بد ( 10 ) خود ايمان نياوردند . آنگه گفت : * ( كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّه ) * ، خداى تعالى مهر چنين نهد بر دل كافران نه چنان كه مجبّران گمان بردند كه من منع كنم كافران را از ايمان به طبع و مهر . امّا اضافت رسل با ايشان با آن كه پيغامبران خداى بودند ،
هامش
( 9 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد . ( 2 ) . مج ، وز : آن . ( 3 ) . مج ، وز : پس . ( 4 ) . مل : به طريق . ( 5 ) . مل : از ايشان كافر . ( 6 ) . مج ، وز : او ، مل : از . ( 7 ) . مج ، وز : مهر نهاد . ( 8 ) . مج : كسى را . ( 10 ) . مج ، آن : بر ، مل : ندارد .