آنگه گفت : * ( أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرى ) * ، ايمن شدند اهل اين شهرها كه عذاب ما با ايشان آيد ( 1 ) و ايشان خفته ؟ و « بيات » شبيخون باشد به عرف [ 175 - پ ] ، و « بيات » و « بيتوته » كارى سگاليدن باشد به شب . * ( وَهُمْ نائِمُونَ ) * ، و ايشان خفته باشند ( 2 ) . « واو » حال [ ر ] ( 3 ) است ، و « بياتا » در جاى « ليلا » نهاده است .
* ( أَ وَأَمِنَ ) * ، « الف » در هر دو جاى استفهام است و مراد تقريع ، و « واو » عطف است بر قراءت آن كه « واو » مفتوح خواند . اهل مدينه و ابن عامر خواندند : به سكون « واو » ، چنان كه « أو » باشد بمعنى حرف الشكّ ، يا ( 4 ) ايمن شدهاند اهل اين شهرها كه عذاب ما به ايشان آيد و به ( 5 ) چاشتگاه ، و محلّ او نصب بود بر ظرف به معنى ( 6 ) ضحى . * ( وَهُمْ يَلْعَبُونَ ) * ، و ايشان بازى مىكنند ، و « واو » هم حال راست .
و اصل « بأس » و « بؤس » ، شدّت باشد ، و در آيت مراد عذاب است .
امّا « نوم » حدّ او سهوى [ بود ] ( 7 ) كه به حيوان رسد با ( 8 ) فتور اعضاء بى علَّتى .
رمّاني گفت : حدّ خواب سهوى باشد كه دل را و چشم را بپوشد و حسن ضعيف بكند و منافات علم كند ، يقال : نام الرّجل نوما فهو نائم و الجمع نيام ، و رجل نومة كثير النّوم . و مراد به شهرها ، شهرهاست كه ( 9 ) اهل آن اصرار كرده باشند بر كفر و اقامت بر معصيت . و اصل « ضحى » من ضحا ( 10 ) يضحو ضحوا اذا ظهر باشد ، و مورد آيت مورد امر است به حزم و انتباه و ترك غفلت آن كه ايمن نباشند از عذاب خداى تعالى نه به شب و نه به روز .
آنگه گفت : * ( أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّه ) * ، ايشان از مكر خداى ايمن شدهاند ؟ و مكر خداى عذاب خداى باشد ، جز آن است كه هر عذابى را مكر نخوانند مگر آن
هامش
( 1 ) . آج ، لب : آمد .
( 2 ) . مل : ايشان خفتگان .
( 7 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 4 ) . مج ، وز : تا ، چاپ شعرانى ( 5 / 231 ) : آيا .
( 5 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب : ندارد .
( 6 ) . مج ، وز ، مل ، لت : ظرف اعنى .
( 8 ) . اساس : يا ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 9 ) . مل ، آف ، آن : شهرهايى است .
( 10 ) . اساس : ضحى ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .