در اعراب ، چون « غير » استثنا بود ، يقول : ما جاءنى رجل غير زيد و ما رأيت رجالا غير زيد و ما مررت برجل غير زيد ، چنان كه گويى : الَّا زيدا و الَّا زيدا و الَّا زيد بر بدل . و چون صفت باشد تابع موصوف بود در اعراب . آنگه ايشان را گفت : * ( إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ) * ، من بر شما مىترسم از عذاب روز بزرگ - و آن روز قيامت است - و « عذاب » ، المى مستمر باشد و باشد كه به حق باشد و باشد كه نباشد . امّا « عقاب » جز مستحق نباشد ، و « خوف » اگر چه اصل او ظن باشد ، اين جا علم است چنان كه به معنى علم نيز استعمال كنند و خوف با علم باشد و اگر چه با ظنّ بيشتر بود ، چنان كه يكى از ما از مرگ و گور و قيامت ترسد ، اگر چه اين همه يقين داند .
* ( قالَ الْمَلأُ مِنْ قَوْمِه ) * ، گفتند جماعتى قوم او . در « ملأ » دو قول گفتند : يكى آن كه جماعت باشد از مردان خاصّة دون زنان ، كالقوم و النّفر و الرّهط . و براى آنشان ملأ خواند كه محافل و مجامع مملو بكنند . و قولى ديگر آن است : ( 1 ) ملأ اشراف و رؤسا باشند ، لانّهم يملؤون العيون و القلوب هيبة و جلالة . و از آن جاست قول رسول - عليه السّلام - بعضى انصاريان را روز بدر ، چون گفت :
( ما رأينا الا عجايز صلعا ) ،
ما مردمانى ( 2 ) پير اصلع را ديديم . رسول - عليه السّلام - گفت :
( اولئك الملأ من قريش )
، ايشان سادات و اشراف قريشاند . و « قوم » جماعت مردان باشند بىزنان ، لقيامهم الامور دون النّساء ، و منه قوله تعالى : الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ ( 3 ) - الاية . و بيان اين قوله : لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَلا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ » ، قوم را در برابر زنان نهاد به بدل رجال اين جماعت از قوم او گفتند : * ( إِنَّا لَنَراكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ) * ( 5 ) ، ما تو را در ضلال و خسار و گمراهى ظاهر مىبينيم . و در « نراك » سه قول گفتند : يكى آن كه رؤيت به معنى علم است ، دوم آن كه به معنى ابصار
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، مل ، لت كه .
( 2 ) . آف : مردانى .
( 3 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 34 .
( 4 ) . سورهء حجرات ( 49 ) آيهء 11 .
( 5 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 60 .