الشّوك لتدلَّيه ، ( 1 ) و ميله الى الارض . و « خفية » سرّ باشد في قول ابن عبّاس و الحسن . ابو على گفت : براى آن گفت تا دعا از ريا دور دارند . ( 2 ) * ( إِنَّه لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ) * ، محبّت خداى بنده را ارادت نفع و ثواب باشد به او ، و « اعتدا » تجاوز حدّ باشد . ابو مجلز گفت : مراد آن است كه [ 156 - پ ] دوست ندارد كسانى را كه در دنيا چيزها برون از عرف و عادت خواهند و در آخرت منازل انبيا خواهند .
عطيّة العوفىّ گفت كه ( 3 ) : آنان باشند كه نفرين به ناحق كنند مسلمانان را .
ابن جريج گفت : مراد آواز بلند برداشتن است به دعا .
* ( وَلا تُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ ) * ، گفت : در زمين فساد مكنيد به شرك و معصيت .
حسن بصرى گفت : به خون ناحق و ظلم كردن . * ( بَعْدَ إِصْلاحِها ) * ، پس اصلاح خداى تعالى به بعث ( 4 ) انبيا و امر به حلال و نهى از حرام . و هر زمين كه در او طاعت خداى نباشد ، آن زمين تباه باشد و خراب باشد . و زمين بصلاح زمينى باشد كه در او عبادت كنند و اهلش طاعت خداى دارند . عطيّه گفت : معنى آن است كه معصيت مكنى ( 5 ) كه پس خداى تعالى به شومى معصيت شما باران از آسمان بازگيرد و زمين تباه و خراب كند .
* ( وَادْعُوه ) * ، خداى را خوانى ( 6 ) به خوف و طمع ، اى خوفا من عقابه و طمعا في رحمته و ثوابه . ربيع گفت : رغبا و رهبا ، و گفتند : خوف العاقبة و طمع الرّحمة .
ابن جريج گفت : خوف العدل و طمع الفضل . عطا گفت : خوفا من النّيران و طمعا فى الجنان . ذا النّون ( 7 ) مصرى گفت : خوف الفراق و طمعا فى التّلاق .
* ( إِنَّ رَحْمَتَ اللَّه قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ) * ، رحمت خداى به نيكوكاران نزديك است ، از روى نحو « قريبة » مىبايد كه فعيل به معنى فاعل باشد مؤنّث را « تا » در
هامش
( 1 ) . وز : التدليه .
( 2 ) . مل : باشد .
( 3 ) . مل : ندارد .
( 4 ) . آج ، لب : بعثت .
( 5 ) . وز ، مل ، آج : مكنيد .
( 6 ) . وز ، مل : خوانيد ، آج : بخوانى .
( 7 ) . وز ، مل ، آج ، بم : ذو النّون .