اوليتر باشد براى آن كه غرض به تحديد كشف و تميز ( 1 ) محدود باشد از نا محدود و آن جا ( 2 ) محدود از حدّ روشنتر است ، پس حوالت اوليتر باشد و فايده در اين دعا - با آن كه دانند كه خداى نكند - آن باشد كه خواهند كه در زىّ شاكران خداى را خضوع و خشوع نمايند ، و ايشان را به اين دعا مسرّتى حاصل شود چنان كه از خداى تعالى نعيم و بهشت ( 3 ) خواهند نكو باشد آن جا كه گفت : رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا ( 4 ) ، همچنين نكو باشد كه استدفاع مضرّت كنند و پناه با خداى دهند از عذاب .
* ( وَنادى أَصْحابُ الأَعْرافِ رِجالًا ) * ، و ندا كنند اصحاب اعراف مردانى را از اهل دوزخ از جملهء رؤسا و جبابره و كفّار و منافقان كه ايشان را بشناسند به سيما و علامت از سياهى روى و زرقت چشم بر سبيل تهكّم و ملامت ، ايشان را گويند : * ( ما أَغْنى عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ ) * ، آن جمع كه كردى ( 5 ) از اموال و لشكر و اتباع شما را سودى نداشت و غنايى نكرد و نگزيرانيد شما را از عذاب خداى ، و به عدد و عدّت و آلت شما را نجاتى نبود ، و نه نيز شما را سودى داشت آن استكبار و بزرگوارى كه كردى ( 6 ) و گردن كشى از فرمان خداى و انقياد و اجابت پيغامبران خداى .
* ( أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ ) * ، بيشتر مفسّران برآنند كه اين هم از كلام اصحاب اعراف است كه گويند دوزخيان را و اشارت كنند به مستضعفان مؤمنان كه :
ايناناند كه شما گفتيد ( 7 ) و سوگند خورديد ( 8 ) كه خداى بر ايشان ( 9 ) رحمت نكند . كلبي گفت : ندا كنند كافران را و منافقان را به اسمائشان و اسماء آباى ايشان ( 10 ) يا وليد بن المغيره و يا با جهل بن هشام و يا فلان و يا فلان ! أ هؤلاء ، اينان يعنى
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، لت : تمييز .
( 2 ) . مج ، وز ، لت : اين جا .
( 3 ) . مج : نعيم بهشت .
( 4 ) . سورهء تحريم ( 66 ) آيهء 8 .
( 6 - 5 ) . مل ، آج ، لب : كرديد .
( 7 ) . لت : گفتى / گفتيد .
( 8 ) . لت : خوردى / خورديد .
( 9 ) . مج ، وز ، لت : براينان .
( 10 ) . وز ، لت : آبايشان .