حسناتش يكسان بود او از اصحاب اعراف باشد ، ايشان را بر صراط بدارند و آن نور كه بر ايشان بود از ايشان بستانند .
مردى روايت كند از بنى هلال كه گفت پدرم از رسول - عليه السّلام - پرسيد كه : اصحاب الاعراف كهاند ؟ گفت : مردمانى كه در سبيل خدا جهاد كرده باشند و پدران ايشان از ايشان خشنود نباشند ، ايشان را در سبيل خداى كشته باشند ، از اين جهت از آتش دوزخ آزاد باشند و به عصيان و آزار پدر از بهشت ممنوع باشند ، ايشان آخرين اهل بهشت باشند به دخول ( 1 ) .
شرحبيل بن سعد گفت : جماعتى باشند كه بىرضاى پدر به غزا شده باشند . مجاهد گفت : قومى باشند از صالحان ( 2 ) فقها و علما . سليمان التّيمىّ و ابو مجلز گفتند : جماعتى فرشتگان باشند . ابو مجلز را گفتند : خداى « رجال » مىفرمايد ، گفت : پس فرشتگان زنان نيستند . عبد اللَّه عبّاس گفت : جماعتى باشند كه گناه بسيار دارند و طاعات گران ، و روايتى ديگر از او كه گفت : اولاد الزّنا باشند . أبو العالية گفت : جماعتى باشند كه طمع دارند كه به بهشت روند و خداى تعالى اين طمع نيفگنده باشد ايشان را الَّا براى كرامت ايشان . مجاهد گفت :
جماعتى باشند كه پدران از ايشان خشنود باشند و مادران نباشند ، يا مادران خشنود ( 3 ) باشند و پدران نباشند ، خداى تعالى ايشان را به رضاى پدر يا مادر از دوزخ آزاد كند و به ناخشنودى پدر يا مادر از بهشت منع كند ، ايشان ( 4 ) آن جا باز داشته باشند تا خداى ( 5 ) حساب خلقان بكند آنگه ايشان را به بهشت فرستد .
عبد العزيز بن يحيى الكنانىّ گفت : آنان باشند كه در فترت بين النّبيّين بمرده باشند و دين را بدل نكرده باشند . و منجوبى ( 6 ) در تفسيرش گفت : فرزندان
هامش
( 1 ) . آج ، لب : به داخل شدن در بهشت .
( 2 ) . اساس : طالحان ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 3 ) . مج : خشنود .
( 4 ) . مج ، وز ، مل ، آف را .
( 5 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب ، لت تعالى .
( 6 ) . كذا : در اساس ، مج . ممنونى ، وز : محنونى ، مل ، لت : منحنونى ، آج ، لب : شحونى ، آف ، آن : منحونى .