حسنات ايشان يكسان بود ، سيّئاتشان قاصر بود از دوزخ و حسناتشان به حدّ وصول به بهشت نبود ، خداى تعالى ايشان را آن جا بدارد . چون حساب خلايق بكنند ايشان را به رحمت به بهشت فرستد ، ايشان آخرين كسانى باشند كه به بهشت شوند . ايشان از آن كه بر بلند ( 1 ) باشند ، اهل بهشت و اهل دوزخ را شناسند .
خداى تعالى چون خواهد كه ايشان را به بهشت برد ، بفرمايد تا ايشان را به جويهايى آرند كه ( 2 ) آن را « نهر الحياة » » گويند ، كنارهاى آن جوى از قصبهاى زر ( 4 ) باشد مكلَّل به مرواريد ، خاكش مشك باشد ايشان را آن جا بشويند ، اندام ايشان پاكيزه شود ، خالى سپيد بر نحر ايشان پديد آيد كه ايشان را بدان بشناسند ، خداى تعالى گويد : تمنّا كنيد . ايشان [ آنچه ] ( 5 ) خواهند تمنّا كنند تا هر چه آرزو باشد ايشان را بخواهند . چون تمنّاى ايشان برسد ، حق تعالى گويد : شما راست هر چه تمنّا كردى ( 6 ) هفتاد ضعف آن . چون به بهشت شوند [ اهل بهشت ] ( 7 ) ايشان را به آن خال بشناسند ، ايشان را مساكين الجنّة خوانند .
عبد اللَّه مسعود گفت : خداى تعالى به قيامت حساب خلقان بر آرد ، هر كس را كه حسناتش بر سيّآت بيفزايد - و اگر همه به يك حسنه بود - خداى تعالى بفرمايد تا او را به بهشت برند ، و هر كس را كه سيّئاتش از حسنات به يك ( 8 ) سيّئه زيادت بود [ 152 - ر ] بفرمايد تا او را به دوزخ برند ، آنگه برخواند : فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُه فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ، وَمَنْ خَفَّتْ مَوازِينُه فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ ( 9 ) ، آنگه گفت : ترازو به مثقال حبّهاى بچربد و بر او پيدا شود ، و هر كه سيّئات و
هامش
( 1 ) . مل : بلندى .
( 2 ) . مج ، وز : به جوى دارند كه ، مل : ايشان را به زير آرند به جوى كه .
( 3 ) . مج ، وز ، مل : بحر الحياة .
( 4 ) . مج ، وز : قضيها از زر .
( 7 - 5 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 6 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، لت : كرديد .
( 8 ) . مج ، وز : به يكى .
( 9 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 8 و 9 ، نيز سورهء مؤمنون ( 23 ) آيهء 102 و 103 .