قدرت و آلت تكليف كرده است ، چه يكى از ما چون رجوع كند با خود داند كه او را قدرت بيش از آن است . و آلت [ و ] ( 1 ) تمكين كه در شبانه روزى هبده ركعت ( 2 ) نماز كند ، بل بيش از هفتاد و هفتصد ( 3 ) است ، و لكن خداى تعالى به كرم و فضل خود كلَّف يسيرا ( 4 ) و لم يلزم عسيرا و اعطى على القليل كثيرا ، عجب از آن كه او تكليف ما لا يطاق روا مىدارد و خداى تعالى تكليف ما لا يطاق هم روا نمىدارد الَّا ( 5 ) دون ما يطاق اگر به حسب آلت و قدرت تكليف كردى عدل كرده بودى ، چون تكليف كمتر از آلت كرد فضل كرده باشد ، آن خدايى كه روا ندارد كه در تكليف عدل كند كى روا دارد كه ظلم كند .
و بعضى گفتند : حدّ تكليف ارادت چيزى باشد كه در او كلفت و مشقّت بودى ( 6 ) با اعلام ، و گفتهاند : اعلام ( 7 ) بود مكلَّف را آنچه در او كلفت و مشقّت بود با ارادت ، و گفتهاند : الزام بود مكلَّف را آنچه او را در آن كلفت و مشقّت بود . و رمّاني گفت : تحميل بود بر مكلَّف آنچه او را در آن مشقّت باشد ( 8 ) ، يقال : كلَّفته ( 9 ) الامر فتكلَّف ، و گفتهاند : « وسع » طاقت باشد ، و گفتهاند : دون طاقت باشد . و در موضع او دو قول گفتند : بعضى گفتند موضعى ندارد از اعراب براى آن كه حشوى است معترض بين الكلام ، أعني بين المبتدا و الخبر - چنان كه گفتيم . و قولى دگر آن است كه : در جاى خبر ابتداست و محلّ او رفع است ، و لكن ضميرى كه بايد تا ( 10 ) عايد بود با مبتدا از او بيفگند لعلم المخاطب به ، و التّقدير :
( و الذين امنوا و عملوا الصالحات لا نكلف ( 11 ) نفسا منهم الا وسعها و لا من
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 2 ) . كذا : در اساس و بم ، ديگر نسخه بدلها : هفده ركعت .
( 3 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب : هفصد .
( 4 ) . اساس : تسيرا ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 5 ) . مج ، وز ، لت : و الا .
( 6 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب ، لت : بود .
( 7 ) . آج ، بم : الزام .
( 8 ) . مج ، وز و .
( 9 ) . وز ، بم : كلفة .
( 10 ) . مج ، وز : با .
( 11 ) . اساس ، مل ، آج ، لب ، بم ، آف ، آن : يكلف ، وز : تكلف ، با توجه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .