نيست . و حسن على ( 1 ) روايت كرد كه امير المؤمنين ( 2 ) گفت : آيت در ما آمد كه اهل بدريم . سدّي گفت در اين آيت كه : اهل بهشت چون به در بهشت رسند ، درختى باشد ( 3 ) آن جا از اصل ساق او دو چشمه ( 4 ) برون ( 5 ) مىآيد ، از يك چشمه باز خورند هر چه غلّ و غشّ و حقد و حسد باشد از دل ايشان برود و آن شراب طهور بود ، و از ديگر غسل كنند تا نضارت بهشت و غضاضت نعيم بر ايشان پيدا شود ، هرگز پس از آن اشعث و أغبر نشوند و گونهء رويشان بنگردد ( 6 ) .
أبو نضره روايت كرد كه : اهل بهشت را بر در بهشت باز دارند تا ميان ايشان مقاصّه كنند در ظلامات ، تا چون به بهشت شوند كسى را بر كسى ظلامه نمانده باشد به مقدار قلامهء ( 7 ) ناخنى ، و همچنين كنند با اهل دوزخ پيش ( 8 ) از آن كه به دوزخ شوند ، و اين استيفاء اعواض است كه ما گفتيم كه ايشان را بر يكديگر باشد . آنگه گفت : منازل ايشان چنان بود كه در زير كوشكهاى ايشان جويها روان ( 9 ) باشد ، ايشان چون نعمت ظاهر بينند گويند : * ( الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِي هَدانا لِهذا ) * ، سپاس خداى را كه ما را هدايت داد به اين . * ( وَما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه ) * ، و ما به اين راه نيافتيمى ( 10 ) اگر نه خداى تعالى ما را راه نمودى و تمكين كردى ( 11 ) ، يقال :
هديته لكذا و الى كذا . سفيان ثورى گفت : معنى آن است كه سپاس ( 12 ) خداى را كه ما را توفيق داد تا عملى كرديم كه اين ثواب و جزاى آن است . و در خبر است كه رسول - عليه السّلام - گفت : چون اهل بهشت در بهشت قرار گيرند و اهل دوزخ در دوزخ ، خداى تعالى حجاب از ميان ايشان ( 13 ) بردارد تا يكديگر را
هامش
( 1 ) . آج ، لب : و امام المعصوم حسن بن على عليهم السّلام .
( 2 ) . مج ، وز ، مل على ، آج ، لب ، بم : آن عليه السّلام .
( 3 ) . مل : ببينند .
( 4 ) . مل آب .
( 5 ) . مج ، وز : بيرون .
( 6 ) . مج ، وز ، مل ، لت : بنه گردد .
( 7 ) . مج ، وز : قلامهاى يعنى سر .
( 8 ) . مل : پيشتر .
( 9 ) . مج : روا .
( 10 ) . مج ، وز ، مل ، لت : راه نيافتمانى .
( 11 ) . مج ، وز ، لت : كردندى .
( 12 ) . مج ، وز : اسپاس .
( 13 ) . مج ، وز ، مل ، لت : خداى تعالى ميان ايشان حجاب .