ضرب بود : أفعل تفضيل باشد چنين كه بينى و تأنيث او « فعلى » بود ، كأدون و دونى و أقصى و قصوى أكبر و كبرى و أصغر و صغرى ، و « أفعل » صفت باشد و تأنيث او « فعلاء » بود ( 1 ) ممدود نحو : أحمر و حمراء و أصفر و صفراء ، و « أفعل » اسم باشد كالأجدل للطَّير و الاسود للحيّة ، و تأنيث او أفعله باشد كأجدله و أسوده . آنگه گويند جمله را كه : عذاب بچشى ( 2 ) و متألَّم باشى ( 3 ) به آن و مهان و مستخفّ به آنچه كردهاى ( 4 ) .
آنگه گفت : آنان كه آيات خداى به دروغ دارند و به آن ايمان نيارند و از آن ترفّع و تكبّر نمايند ، * ( لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ ) * ، حمزه و كسائي و خلف خواند [ ند ] ( 5 ) :
« لا يفتح » بالياء و التّخفيف ، براى آن كه تأنيث حقيقى نيست ، و تخفيف از آن جا كه بر بناى ثلاثى نهاد ، و ابو عمرو به « تا » خواند و تخفيف ، و باقى قرّاء به « تا » ى مشدّد من التّفعيل ، درهاى آسمان بر نگشايند براى ايشان و براى هوان و استخفاف و وضع قدر ايشان و اگر چه به عذاب درها بگشايند و براى ارواح كافران و اعمال ايشان نگشايند . و باقر - عليه السّلام - گفت : امّا مؤمنان را ارواح و اعمال ايشان به آسمان برند درهاى آسمان براى آن بگشايند ، امّا كافران و ( 6 ) عمل و روح ايشان ببرند ، چون به آسمان برند ( 7 ) گويند : عمل او به « سجّين » برى ( 8 ) و آن وادى است به حضرموت كه آن را برهوت گويند .
حسن بصرى گفت : درهاى آسمان براى دعاى ايشان بنگشايند . ابن جريج گفت : درهاى آسمان براى ايشان نگشايند ( 9 ) تا به بهشت روند . أبو هريره روايت كند از رسول - عليه السّلام - كه او گفت : چون فرشتگان به بالين بندهء مؤمن حاضر
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، مل : باشد .
( 2 ) . مل ، آج ، لب ، آف : بچشيد .
( 3 ) . مل ، آج ، لب ، آف : باشيد .
( 4 ) . مل ، آج ، لب ، آف : كردهايد .
( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 6 ) . مج ، وز ، مل : ندارد .
( 7 ) . مج ، وز ، مل : رسد .
( 8 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب : بريد .
( 9 ) . اساس : بگشايند ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .