عذاب مضاعف كن دو چندانى كه ( 1 ) عذاب ماست .
مقاتل گفت : * ( أُخْراهُمْ ) * ، آنان كه بازپسين به دوزخ شوند ، گويند آنان را كه پيش ايشان شده باشند . سدّى گفت : اهل آخر زمان قوم اوايل را گويند . قولى ديگر آن است كه : اذناب و اتباع و سفله ، رؤسا و مقدّمان و مقتدايان را گويند :
* ( رَبَّنا ) * ، خداى ما پروردگار ما . * ( هؤُلاءِ أَضَلُّونا ) * ، اينان ما را گمراه گردند ، اينان را عذاب دو چندان ده كه عذاب ما ، و ضعف الشّىء مثله ، و از عبد اللَّه مسعود روايت كردند كه : مراد به « ضعف » در آيت ماران و كرذمانند ( 2 ) ، حق تعالى جواب دهد و گويد : همه را [ 149 - ر ] عقاب ( 3 ) مضاعف خواهد بودن ، يعنى هر كس را آنچه جزاى اوست بسزا به قدر استحقاق خواهد رسيد ( 4 ) و لكن كس نداند كه مقادير آن چند است و قدر استحقاق [ آن ] » چگونه است . و گفتهاند معنى آن است كه : و لكن اين گروه ندانند كه بدان ( 6 ) گروه چه عذاب است هر كس عذاب خود داند . و أبو بكر عن عاصم خواند : * ( وَلكِنْ لا تَعْلَمُونَ ) * ، بتاء الخطاب ، و لكن شما ندانى ( 7 ) ، و باقى قرّاء خوانند ( 8 ) به « يا » بر خبر عن الغايب .
آنگه آخريان چون اين گفته باشند ، اوّلينيان ( 9 ) جواب دهند كه : چرا چنين باشد ؟ شما را بر ما فضلى نيست كه عذاب شما كمتر بايد و عقاب ( 10 ) ما بيشتر ، بل هر كسى به گناه خود گرفتار است كه اگر ما بر ضلال بوديم شما نيز همچنين بودى ( 11 ) ، و تقصير در ( 12 ) غفلت و ترك نظر از همه بر يك حدّ بود ، چرا بايد تا ما را بر شما مزيّت بود ؟ و « اولى » و « اخرى » تأنيث اوّل و آخر باشد ، و أفعل بر سه
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، مل ، دو چندان كه .
( 2 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب ، آف ، آن : كژدمانند .
( 10 - 3 ) . مج ، وز ، مل : عذاب .
( 4 ) . مج ، وز ، مل : رسيدن .
( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 6 ) . مج ، وز ، مل : بر آن .
( 7 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب : ندانيد .
( 8 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب : خواندند .
( 9 ) . مج ، وز ، مل و پيشينگان .
( 11 ) . مج ، وز ، مل : بوديد .
( 12 ) . اساس : و ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .