كرديم پيش از اين كه : « توفّي » و « استيفاء » تمام بستدن باشد ، و « ايفاء » تمام به دادن . اين فرشتگان ايشان را گويند : كجا رفتند آن معبودان شما كه ايشان را بدون خداى مىخواندى ( 1 ) و عبادت مىكردى ( 2 ) ! و اين بر سبيل توبيخ و تقريع و ملامت گويند ايشان را ، و غرض در اين باز گفتن و حكايت كردن آن است تا لطف باشد آنان را كه بشنوند و انديشه كنند در آن ، كافران جواب دهند كه : ايشان از ما گم شدند در وقت آن كه ( 3 ) ما را حاجت است به فرياد رسى ( 4 ) ، و آنگه پشيمان شوند و گواهى دهند و اقرار بر خود به آن كه كافر بودهاند به خداى تعالى در [ 148 - پ ] وقتى كه اعتراف و پشيمانى سودى ندارد .
* ( قالَ ادْخُلُوا فِي أُمَمٍ ) * ، خداى تعالى روز قيامت كافران را گويد : شما نيز در جملهء امّتانى و جماعتى شوى ( 5 ) كه ايشان گذشتهاند ( 6 ) پيش ( 7 ) شما از جملهء جن و انس [ و ] ( 8 ) پرى و آدمى در دوزخ ، يعنى چون ايشان كافر بودند و به دوزخ شدند شما را حكم اين است كه به دوزخ شوى ( 9 ) كه هم طريقت و هم ملَّت ايشانى ( 10 ) ، يعنى فرمايد اخلاف را تا با اسلاف لحوق كنند در دوزخ چنان كه در دنيا با ايشان اقتدا كردند به كفر . و بعضى اهل معانى گفتند : ذكر قول مجاز است اين جا و معنى آن است كه : من حكم كردم ( 11 ) جملهء كافران خلف و سلف ايشان به عذاب دوزخ چون در كفر يارند ، در عذاب بايد تا يار يار ( 12 ) باشند ، و ذكر قول اين جا چنان است كه گفت : فَقالَ لَها وَلِلأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ ( 13 ) ،
هامش
( 1 ) . مج ، وز : مىخوانديد .
( 2 ) . مج ، وز ، مل : مىكرديد .
( 3 ) . آج ، لب ، بم : در وقتى كه .
( 4 ) . مج ، وز ، مل : به فرياد رسيد .
( 9 - 5 ) . مج ، وز ، مل ، آف : شويد .
( 6 ) . اساس : گزشتهاند .
( 7 ) . مل از .
( 8 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، آج ، لب : افزوده شد .
( 10 ) . مج ، وز ، مل : ايشانيد .
( 11 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب ، لت بر .
( 12 ) . وز : تا يار به ايشان .
( 13 ) . سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 11 .