نهد و به آيات ( 1 ) و دلايل او ( 2 ) و حجج او را به دروغ دارد ، ايشان را برسد نصيب و بهرهء ايشان از كتاب ، يعنى از لوح محفوظ ، يعنى [ آنچه ] ( 3 ) در لوح محفوظ در حقّ ايشان نوشته باشند ( 4 ) به ايشان رسد [ و از ايشان ] ( 5 ) تخطَّى نكند .
حسن و سدّي و ابو صالح گفتند : مراد عذاب است كه آن عذاب نصيب ايشان است با ايشان رسد ( 6 ) . سعيد جبير و مجاهد و عطيّه گفتند : آنچه نوشته باشند ايشان را از سعادت و شقاوت ، روايتى ديگر از مجاهد آن است كه گفت :
گروهىاند كه در سابق علم خداى رفته باشد كه ايشان اعمالى بكنند ، لا محال آن عمل بكنند تا پندارى بر ايشان نوشتهاند و نصيب ايشان است .
عبد اللَّه عبّاس و قتاده و ضحّاك گفتند : يعنى آن عملها كه كرده باشند و در نامه و صحيفهء ايشان نوشته باشند . ربيع گفت و ابن زيد : يعنى اعمال و ارزاق و آجالشان بر حسب آن كه نوشته باشند . ربيع گفت و ابن زيد : يعنى اعمال و ارزاق و آجالشان بر حسب آن كه نوشته باشند به ايشان رسد . بعضى دگر گفتند : نصيب ايشان در دنيا از خير و شر با ايشان رسد . عطيّه گفت از عبد اللَّه عبّاس كه : آنچه ايشان را نوشته باشند ، به ايشان رسد ، و از جمله آنچه ايشان را نوشتهاند و لا محال نوشتهاند و لا محال به ايشان رسد ، آن است كه روى ايشان در قيامت سياه بود لقوله تعالى : وَيَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّه وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ ( 7 ) .
* ( حَتَّى إِذا جاءَتْهُمْ رُسُلُنا ) * ، سيبويه گفت : « حتّى » را اماله نشايد كردن براى آن كه حرف است و تصرّف در حروف نرود ، و كذلك : « أمّا » و لمّا » و « الَّا » و « الى » ، تا آنگه كه فرشتگان و رسولان و فرستادگان ما به ايشان آيند و جان ايشان بردارند ، يعنى ملك الموت و اعوان او ، و قوله : * ( يَتَوَفَّوْنَهُمْ ) * ، در محلّ حال است اى متوفّين لهم . و در « توفّي » دو قول است اين جا : يكى قبض روح - چنان كه گفتيم - و يكى ، القبض الى النّار ، يعنى چون فرشتگان عذاب ايشان را به دوزخ برند و بيان
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، مل ، لت : نهد يا آيات .
( 2 ) . مج ، وز ، مل : ندارد .
( 5 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 4 ) . مج ، وز ، مل : باشد .
( 6 ) . مج ، وز ، مل : برسد .
( 7 ) . سورهء زمر ( 39 ) آيهء 60 .