، ايشان آناناند ( 1 ) كه سوگند خوردى ( 2 ) شما [ كه ] ( 3 ) نرساند به اينان خداى رحمت را ؟ در شوى ( 4 ) در بهشت هيچ ترس ( 5 ) نيست بر شما و نه شما دلتنگ شوى ( 6 ) .
و آواز دهند اهل دوزخ اهل بهشت را كه بريزى ( 7 ) بر ما از آب يا از آنچه روزى كرد شما را خداى ، گويند آن را حرام كرد خداى [ 148 - ر ] بر كافران .
آنان كه گرفتند دينشان را هزل و بازى و بفريفت ايشان را زندگانى دنيا ، امروز فراموش كنيم ( 8 ) ايشان را چنان كه فراموش كردند ( 9 ) امروز را و آنچه ايشان به آيات ما كافر بودند ( 10 ) .
قوله ( 11 ) : * ( فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّه كَذِباً ) * - الاية ، خداى تعالى در اين آيت بر سبيل استنكار 1 » و تعجّب گفت : كيست ظالمتر و بيدادگرتر از آن كس كه او فرود بافد بر خداى دروغ ، و افتراء و « فريه » دروغى باشد كه آن را هيچ اصل ( 13 ) نبود ، و اصل كلمه من الفرى و هو القطع . وجه ظلم را بيان كردهايم پيش از اين ، يعنى در جهان بر خود از آن كس ظالمتر نبود كه بر خداى دروغ سازد و دروغ بر او
هامش
( 1 ) . وز ، آج ، لب : ايشانند آنان ، لت : اينانند آنان .
( 2 ) . مج ، وز : خورديد .
( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 6 - 4 ) . مج ، وز : شويد .
( 5 ) . آف : ترسى .
( 7 ) . مج ، وز ، آف : بريزيد .
( 8 ) . آج ، لب : امروز قيامت ترك كنيم .
( 9 ) . مج ، وز : كرد ديدن .
( 10 ) . اساس : بودن ، با توجه به آج ، لب و مفهوم عبارت تصحيح شد .
( 11 ) . مج ، وز تعالى .
( 12 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب ، لت : استكبار .
( 13 ) . مج ، وز ، مل ، آف ، لت : اصلى .