ايشان را باشد از دوزخ ترسى ( 1 ) و از زور ( 2 ) ايشان پوشش ، همچنين پاداشت دهيم كافران را ( 3 ) .
( 4 )
و آنان كه بگرويدند و كار [ 147 - ر ] نيكو كردند تكليف نكنيم هيچ نفسى را مگر طاقت او » ، ايشان اهل بهشتند ، ايشان در آن جا هميشه باشند .
و بكنيم ( 6 ) آنچه در دلهاى ايشان بود از كينه ، مىرود از زير ايشان جويها و گويند شكر ( 7 ) خداى را آن كه راه داد ما را به اين و ما راه نيافتيمى ( 8 ) اگر نه راه دادى ما را خداى ، پيغامبران خداى ما به راستى و ندا كردند ( 9 ) ايشان را كه آن بهشت ( 10 ) به ميراث دادهاند شما را به آنچه كردى ( 11 ) .
و آواز دهند ( 12 ) اهل بهشت اهل دوزخ را كه ما يافتيم آنچه وعده داد ( 13 )
هامش
( 1 ) . كذا : در اساس ، بم ، آف ، آن ، مج ، وز ، آج ، لب ، لت : بسترى ، ( لغت نامه : ذيل كلمهء « نرسى » آورده است كه :
تصحيف شدهء فرش است ) .
( 2 ) . مج ، وز : و بر بالاى ، آج ، لب : و از زير .
( 3 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، آف : ستمكاران را .
( 4 ) . در نسخهء اساس ، برگ 147 - پ به صورت بياض و نانويس مىباشد ، لكن دنبالهء مطلب در برگ 144 - ر آمده است .
( 5 ) . آج ، لب : مگر آنچه طاقت او باشد .
( 6 ) . لب : و بيرون كشيم .
( 7 ) . مج ، وز ، آج ، لب : سپاس .
( 8 ) . مج : و ما راه نيافتمانى .
( 9 ) . آج ، لب : و آواز دهند .
( 10 ) . آج ، لب : كه اينتان بهشت است .
( 11 ) . مج ، وز : كرديد .
( 12 ) . مج : و ندا كنند .
( 13 ) . مج ، وز : نويد داد .