خدا ( 1 ) ، گويند : گم شدند از ما و گواهى دهند بر خود كه ايشان كافر بودند .
گويند ( 2 ) در آيى ( 3 ) در گروهى كه گذشتند از پيش شما از جن و انس ( 4 ) در دوزخ ( 5 ) هر گه كه در شوند گروهى لعنت كنند صاحب آن ( 6 ) را تا چون گرفتار شوند در آن جا [ همه ] ( 7 ) گويند باز پسينان ايشان پيشينگان را خدايا ما را اينان گمراه كردند ( 8 ) بده ايشان را عذابى دو چندان از دوزخ ( 9 ) ، گويند : همه را دو بهره است و لكن شما نمىدانى ( 10 ) .
و گويند پيشينيان ( 11 ) ايشان باز پسينيان ( 12 ) را : نيست شما را بر ما [ فزونى ] ( 13 ) بچشى ( 14 ) عذاب به آنچه كردى ( 15 ) .
آنا [ ن ] كه دروغ دارند حجّتهاى ما را و بزرگوارى كنند از آن ، نگشايند ايشان را درهاى آسمان و نروند ( 16 ) در بهشت تا در شود شتر در سراخ ( 17 ) سوزنى ( 18 ) ، و همچنين پاداشت دهيم گناهكاران را .
هامش
( 1 ) . مج ، وز : فرود خداى .
( 2 ) . كذا : در اساس ، بم ، مج ، وز ، آج ، لب : گويد .
( 3 ) . مج ، وز : در شويد ، آف : در آييد .
( 4 ) . مج ، وز : از ديوان و آدميان .
( 9 - 5 ) . مج : در آتش .
( 6 ) . مج ، وز : صاحبشان .
( 13 - 7 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 8 ) . وز : خداى ، گمراه كردند ما را .
( 10 ) . مج ، وز ، آف : نمىدانيد .
( 11 ) . مج ، وز : پيشينگان .
( 12 ) . مج ، وز : باز پسين ايشان .
( 14 ) . مج ، آج ، لب : پس بچشيد ، وز ، آف : بچشيد .
( 15 ) . مج ، وز ، آف : كرديد ، آج ، لب : كسب مىكرديد .
( 16 ) . مج ، وز : نشوند .
( 17 ) . كذا : در اساس و آن ، مج ، وز ، آج ، لب : سوراخ .
( 18 ) . مج ، وز : سوزن .