بفريبد چنان كه با پدرتان كرد آدم كه او را به وسوسه و اغواء و اضلال از بهشت بيرون آورد . * ( يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما ) * ، اين فعل مضارع در جاى حال است ، أى نازعا عنهما ، بر كشيد از مادر و پدرتان كه آدم و حوّا بودند جامشان ( 1 ) [ 143 - پ ] براى آن تا كشف سوأت و عورت ايشان كند ، و اضافت اخراج و نزع ( 2 ) لباس ايشان با شيطان براى آن كرد و اگر چه بر حقيقت از ( 3 ) فعل خداست كه عند اغراء و اغواء او بود ، چنان كه در سورت گفت : زادَتْهُمْ إِيماناً ( 4 ) ، فَزادَتْهُمْ ( 5 ) رِجْساً ( 6 ) إِلَى رِجْسِهِمْ ( 7 ) ، أى ازدادوا عند نزول السّورة ايمانا و رجسا .
آنگه بيان آفت او كرد كه : * ( إِنَّه يَراكُمْ هُوَ وَقَبِيلُه مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ ) * ، گفت :
ابليس و لشكر او و جنس و قبيل او شما را بينند از آن جا كه شما ايشان را نبينى ( 8 ) ، ابن زيد گفت : قبيلش نسل او باشند ( 9 ) مجاهد گفت : ابليس گفت ما را چند چيز دادند : نرى و لا نرى ، ما بينيم ( 10 ) آدميان را و ايشان ما را نبينند ( 11 ) . و نخرج من تحت الثّرى ، و از زير زمين بر آييم ، و يعود شيخنا فتى ، و پير ما جوان شود پس از آن كه پير شده باشد .
مالك دينار گفت : دشمنى كه او تو را بيند و تو او را نبينى عظيم المؤنة بود و ( 12 ) شديد المحنة ، الَّا من عصمه اللَّه ، الَّا آن را كه خداى نگاه دارد . يحيى بن معاذ ( 13 ) گفت : شيطان قديم است و تو حديث ، و شيطان محتال است و تو سليم
هامش
( 1 ) . كذا در اساس : جامشان / جامهشان ، مج ، وز : جامهيشان ، لت : جامهاشان .
( 2 ) . اساس : نزاع ، با توجه به مج ، وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 3 ) . مج ، وز ، مل : آن .
( 4 ) . سورهء انفال ( 8 ) آيهء 2 .
( 5 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، ضبط قرآن مجيد . فزادتهم .
( 6 ) . اساس : احسانا ، با توجه به نسخه بدلها و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .
( 7 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 125 .
( 8 ) . مج ، وز : نه بينيد / نبينيد .
( 9 ) . مج ، مل ، آج ، لب : باشد .
( 10 ) . مج ، آج ، لب : مىبينيم .
( 11 ) . مج : نه مىبينند / نمىبينند .
( 12 ) . مج ، وز : ندارد .
( 13 ) . مج ، وز ، مل : يحيى معاذ .