عبد اللَّه عبّاس : سيماى صلاح است بر روى و نيكو طريقتى . حسن بصرى گفت :
عثمان عفّان را ( 1 ) ديدم بر منبر رسول وعظ مىكرد پيراهنى گويى ( 2 ) پوشيده و گوى گريبان گشاده ( 3 ) ، مردم را مىگفت : سگان را بكشى ( 4 ) و به كبوتر بازى مكنى ( 5 ) ، آنگه گفت : از خداى بترسى ( 6 ) در سرّ كه از رسول خداى شنيدم كه او گفت : هيچ بنده نباشد كه او عملى كند در سرّ و الَّا خداى تعالى از آن عمل ردايى بر او پوشاند اگر خير باشد و اگر شرّ . آنگه اين آيت بر خواند : * ( وَرِيشاً وَلِباسُ التَّقْوى ) * ، و گفت : لباس تقوا نيكو طريقتى باشد .
عروة بن الزّبير گفت : ترس خداى باشد ، جبّايى گفت : مراد جامهء پارسايان است از صوف و جامهء خشن و آنچه لباس زهّاد و عبّاد باشد . حسين بن علىّ المغربىّ گفت : مراد [ به ] ( 7 ) لباس تقوا لباس اهل بهشت است ، گفت : دليلش آن كه : * ( ذلِكَ خَيْرٌ ) * گفت ، و « ذلك » اشارت به غايبى دور باشد . مجاهد گفت : براى آن منّت نهاد به جامهء عورت پوش بر ما كه عرب برهنه طواف كردندى گرد خانه مكشوف العورة جز قريش ، و بعضى دگر گفتند : براى آن كه از اصناف خلق كس جامه پوش نباشد مگر بنى آدم . * ( ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّه لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ) * ، اين از آيات و دلايل خداست تا همانا آدميان و مكلَّفان از ايشان انديشه كنند و تفكّرى كنند .
آنگه بنى آدم را وعظ كرد [ و ] ( 8 ) ياد داد [ از ] ( 9 ) آنچه شيطان با پدر ايشان كرد ، گفت : اى پسران آدم ! و مراد فرزندان آدمند - مردان و زنان ، و لكن لفظ پسران بر تغليب گفت مردان را بر زنان ، نبايد تا شما را به فتنه آرد شيطان و مفتون كند و
هامش
( 1 ) . اساس رضى اللَّه عنه .
( 2 ) . كذا : در اساس ، آج ، لب ، آف ، لت ، مج ، وز : كوتهى ، مل ، بم ، آن : كوهى ، چاپ شعرانى ( 5 / 141 ) : گويى ، و در زير نويس متن توضيح داده است كه « دكمه دار » ، نيز لغت نامه ذيل « كوهى » آورده است : قوهى ، و آن نام پارچه و جامهاى است ( يادداشت به خط مرحوم دهخدا ) ، نيز گوى : تكمه و گوى گريبان را گويند .
( 3 ) . آج ، لب : گشوده .
( 4 ) . مج ، وز ، آج ، لب : بكشيد .
( 5 ) . مج ، وز ، آج ، لب : مكنيد .
( 6 ) . مج ، وز ، آج ، لب : بترسيد .
( 9 - 8 - 7 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .