همه تا در باب زجر وعيد بليغتر باشد ، و « لام » در « لأملئنّ » هم جواب قسم است ، و روايتى ( 1 ) كردند شاذّ از عاصم كه او خواند كه : لمن تبعك ، به كسر « لام » ( 2 ) بر تقدير حذف مبتدا ، و تقدير آن كه : لمن تبعك النّار . و « اجمعين » از توابع تأكيد باشد .
آنگه چون قصد ابليس گفته بود و طرد و لعن او ، گفت آدم را گفتم : يا آدم تو و جفت تو در بهشت بنشينى ( 3 ) . خلاف كردند كه كدام بهشت بود ، بعضى گفتند ( 4 ) : بهشت خلد بود براى آن كه [ 139 - ر ] اين لفظ چون اطلاق كنند معرّف به « لام » تعريف عهد جز اين بهشت معروف نباشد چنان كه : السّماء و الارض ، از او جز آسمان و زمين كه ما مىبينيم و معهود است نشناسند دون ( 5 ) سقف البيت و قوايم العرش . و زن را زوج و زوجه گويند چون در كلام قرينه باشد كه بدانند كه مراد به زوج زن است ، « تا » ى تأنيث نيارند ، چه آن براى فرق مىبايد ، پس اين جا به اضافت از تأنيث مستغنىاند براى آن كه جفت مرد معلوم است كه مرد نباشد و جز زن نبود ، و صاحب المنزل را ساكن ( 6 ) الدّار گويند و اگر چه وقتها از آن جا حركت كند و برود على التّغليب ، براى آن كه اوقات بيشتر آن جا باشد ، و گويند :
فلان ساكن اوست چون مستأجر او باشد در سراى و دكّان او ، اين هم بر اين ( 7 ) وجه باشد .
و بهر دگر ( 8 ) گفتند : بستانى بود از جملهء بستانهاى [ نه ] ( 9 ) بهشت خلد بود ، چه اگر بهشت خلد بودى او را از آن جا بيرون نياوردندى كه از بهشت خلد كس برون نيايد ، و اين قول ضعيف است براى آن كه از بهشت خلد آن كس برون نيايد
هامش
( 1 ) . اساس : روايت ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 2 ) . اساس : لا ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 3 ) . آج ، لب : بنشينيد .
( 4 ) . مل : گفتند بعضى كه .
( 5 ) . اساس : چون ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 6 ) . مل ، آج ، لب : صاحب .
( 7 ) . مج ، وز ، مل : بر آن .
( 8 ) . مج ، وز : و بهرى دگر .
( 9 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .