مجاز ، نبينى كه قايل چون گويد : أمرتك بمواصلة زيد ، معنى آن باشد كه : نهيتك عن هجرانه ، و كذلك نهيتك عن هجر زيد امرتك بمواصلته باشد .
و در معصيت آدم خلاف كردند ، بعضى گفتند : كبيره بود ، و آن حشويانند و اصحاب [ الحديث ] ( 1 ) ، و معتزله ( 2 ) [ گفتند ] ( 3 ) : معصيتى بود صغيره ، و نظَّام و جعفر بن مبشّر گفتند : بر سبيل سهو و غفلت بود ، و جبّائي گفت : بر سبيل تأويل بود كه آدم گمان برد كه او را نهى از درختى معيّن كردند ، و نهى متناول بود جنس را ، و بنزديك ما چنان است كه خداى تعالى آدم را مندوب كرد به ترك تناول ، اگر تناول نكردى او را در آن ثواب بسيار بودى ، امّا بر تناول او را ذمّى و عقابى نبود ، و همچنين گوييم در ساير آنچه حوالت است بر انبياء - عليه السّلام - و آياتى و اخبارى كه متضمّن چيزى است از اين معنى حكم اين باشد .
* ( فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ ) * ، اوليتر آن است كه گويند جواب نهى است [ 139 - پ ] براى آن « نون » بيفتاد كه منصوب است ، و بعضى گفتند : مجزوم است عطفا على قوله :
« و لا تقربا » و « لا تكونا » ، و قول اوّل بهتر است . و معنى « ظلم » در آيت بخس ( 4 ) و نقصان است من قوله تعالى : آتَتْ أُكُلَها وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْه شَيْئاً ( 5 ) ، أى لم تنقص منه شيئا ، و معنى آن كه حظَّ نفس خود از ثواب نقصان كرده باشى ، و لا بدّ است معتزله را كه هم اين تأويل كنند براى آن كه ايشان نگويند كه آدم - عليه السّلام - چيزى كرد كه مستحقّ عقاب ( 6 ) شد ، بل گويند معصيت او صغيره بود ، و صغيره آن باشد كه عقاب او مكفّر بود به اجتناب كباير ، پس [ به ] ( 7 ) معنى هم [ اين ] ( 8 ) قول باشد .
قوله : * ( فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ ) * ، آنگه حق تعالى بيان مىفرمايد كه : ابليس چه تلبيس كرد تا آدم و حوّا را از بهشت برون ( 9 ) آورد ، گفت : * ( فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ ) * ،
هامش
( 8 - 7 - 3 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 2 ) . مج ، وز ، . مل : معتزليان .
( 4 ) . مج ، وز : بخسر .
( 5 ) . سورهء كهف ( 18 ) آيهء 33 .
( 6 ) . مل : عذاب .
( 9 ) . مج ، وز ، آج ، لب : بيرون ، مل : به در .