« اغوا » چند قول گفتند ، جبّائي و بلخيّ گفتند : معنى او در آيت تخييب است و نوميد كردن ، چنان كه شاعر گفت ( 1 ) :
فمن يلق خيرا يحمد النّاس أمره
و من يغو لا يعدم على الغىّ لائما
اى من كان غنيّا يحمد النّاس امره و من كان خايبا من المال لا يزال يجد لائما يلومه ( 2 ) على فقره . عبد اللَّه عبّاس و ابن زيد گفتند معنى آن است كه : چنان كه حكم كردى به ضلال و غوايت من ، و سيم ( 3 ) بعضى دگر گفتند : مراد به « اغوا » اهلاك است من قوله : فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا ( 4 ) ، أى هلاكا . و وجه بهترين آن است كه ( 5 ) :
ابليس مع كفره قدرى بود ، اين كه گفت بر مذهب جبر گفت و نسبت كرد اغوا و اضلال را با خداى تعالى چنان كه مجبّران كنند ( 6 ) ، و اين ظاهر آيت است و حمل كردن آيت را بر ظاهر و عذر ابليس ناكردن اوليتر باشد ، چه اين كلام محكى است از او ، و از او پيش از اين در وجود آمد تا اين قدر به او گمان نبردند كه در حقّ خداى روا دارد اطلاق اين كردن ، اى عجب اگر آدمى نسبى آدم مذهب باش ! چرا طريقت آدم رها كردهاى ( 7 ) في الاعتراف بالذّنب في قوله : * ( رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا ) * ( 8 ) ، و طريقت ابليس گرفته في قوله : رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي ( 9 ) ، دگر مجبّر چون انديشه كنى اسوء حالا من ابليس است ، براى آن كه ابليس تنها غوايت خود به خدا حوالت كرد و غوايت همهء غاويان به خود حوالت كرد كه : لأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ( 10 ) ، پس آن كه يك كفر با خداى حوالت كند ، نه چنان باشد كه آن كس كه همهء كفرها با خداى حوالت كند . و قوله : * ( لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ ) * ، آن كه گفت « با » قسم است ، براى آن گفت كه « لام » به
هامش
( 1 ) . مج ، وز شعر .
( 2 ) . مج ، وز : يلزمه .
( 3 ) . مج ، وز : سهام ، لت : سئوم .
( 4 ) . سورهء مريم ( 19 ) آيهء 59 .
( 5 ) . وز چنان كه .
( 6 ) . اساس ، مل ، آف ، آن : گفتند ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 7 ) . مل : چرا طريقت ابليس گرفتهاى .
( 8 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 23 .
( 10 - 9 ) . سورهء حجر ( 15 ) آيهء 39 .