دارد بالشّىء على ما هو به ، و او را بر وجهى و صفتى نگرداند ، و از باب تكليف « من علم اللَّه انّه يكفر » باشد ، و كلام در اين معنى در دگر جاى مستقصى رفته است .
امّا آن كه خداى تعالى شايد تا اجابت دعاى كافر كند ، در او خلاف كردند . ابو على جبّائى گفت : نشايد ، براى آن كه در اين معنى تعظيم او باشد ، خداى ( 1 ) تعظيم نكند كافر را . ابن الأخشيد ( 2 ) گفت : روا باشد كه دعاى كافر اجابت كند چون در اجابت او مصلحتى داند او را يا بعضى مكلَّفان را ، و اين قول درستتر است . حق تعالى گفت : من انظار تو كردم تا به وقت مصلحت ، يا تأخير عذاب تو كردم تا به روز قيامت .
* ( قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِي ) * ، ( 3 ) آنگه حق تعالى حكايت كرد از ابليس آنچه او گفت عند اين حال گفت ابليس ( 4 ) گفت : بار خدايا ! با اين اغواء كه مرا كردى ، و در اين « با » ( 5 ) چند قول گفتند ، يكى آن كه : به معنى « مع » است ، كقولهم : اخذه برمّته ، [ أى مع رمّته ] ( 6 ) و اشتريت الدّار بآلاتها ، أى مع الاتها ، و معنى آن كه : بار خدايا ! با آن كه مرا اغوا كردى من چنين كنم ، و قولى دگر آن است كه : « با » به معنى « لام » است ، يعنى براى آن كه مرا اغوا كردى من بنشينم . و سيم ( 7 ) آن كه : « با » قسم است ، أى بحقّ اغوائك ايّاى ، بحقّ اغواى تو مرا ، و وجه بهترين آن است كه : اين « با » بدل است ، يعنى به بدل آن كه تو مرا اغوا كردى من چنين كنم ، [ 138 - ر ] من قول الشّاعر ( 8 ) :
فلئن فلَّت ( 9 ) هذيل شباه
لبما كان هذيلا يفلّ
و اين وجه را بيان كردهايم پيش از اين در نظاير اين آيت . و در معنى
هامش
( 1 ) . مج ، وز : و خداى تعالى .
( 2 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب ، لت : ابن الاخشاد .
( 3 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : * ( قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي ) * ، سورهء حجر ( 15 ) آيهء 39 ، با توجه به ضبط قرآن مجيد و آيهء مورد بحث تصحيح شد .
( 5 - 4 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : باب ، با توجه به مورد بحث و اشاره به قراين بعدى ، تصحيح شد .
( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز و سياق عبارت افزوده شد .
( 7 ) . مج ، وز ، لت : سهام ، آج ، لب ، آف : سيوم .
( 8 ) . مج ، وز شعر .
( 9 ) . اساس ، مج ، مل ، آف ، لت : قلت ، با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .