و بعضى نحويان گفتند : او را محلَّى نيست از اعراب و « كتاب » مرفوع است به خبر مبتداء محذوف ، كانّه قال : هذا كتاب ، و بعضى ( 1 ) گفتند : محلّ او از اعراب ( 2 ) رفع است بر ابتدا و خبر او كتاب است ، و بعضى ديگر گفتند : در كلام تقديم و تأخيرى ( 3 ) هست ، و التّقدير انزل كتاب ، و اين قول بعيدتر است لمخالفة ( 4 ) الظَّاهر .
و بهترينهء اقوال آن است كه خبر مبتداى محذوف است با آن كه * ( المص ) * نام سوره است و محلّ او رفع است ، اى هذه السّورة كتاب منزل اليك ، گفت : اين كتابى است از خداى به تو فرو فرستاده ، نبايد كه از او در دل تو تنگى ( 5 ) باشد ، و معنى آن كه : نگر تا دل تنگ نكنى . و در « فاء » دو وجه گفتند : يكى آن كه تعقيب راست ، يعنى پس از آن كه شناختى كه كتاب از خداست چرا بايد كه ( 6 ) تو را دل تنگ بود ! دوم آن كه در جاى جواب بود و معنى آن باشد كه كتاب از خداى تو آمد ، پس نبايد كه تو را دل تنگ باشد و معنى إذا بود . و در معنى دلتنگى به قرآن چند قول گفتند : يكى حسن بصرى گفت مراد آن است كه خاطر و فكرت پراكنده مدار به او ، بل بايد كه همهء خاطر تو آن بود كه چگونه جد نمايى به انذار به او . دوم عبد اللَّه عبّاس و مجاهد و قتاده و سدّى گفتند مراد شكّ است ، يعنى نگر تا شك نكنى در او كه اين كتاب براى انذار فرستادند به تو . قول سهام ( 7 ) آن كه فراء گفت مراد آن است كه دل تنگ مكن به تكذيب مكذّبان و اصرار كافران لقوله : فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً ( 8 ) . و قوله : * ( لِتُنْذِرَ ) * ، بيشتر اهل علم گفتند : چون فرّا و زجّاج و جز ايشان كه در كلام تقديم و تأخيرى هست ( 9 ) ، و تقدير آن است كه : ( انزل اليك لتنذر به فلا يكن في صدرك حرج منه ، ) « لام ( 10 ) » تعلَّق
هامش
( 1 ) . مل ، لت دگر .
( 2 ) . آج ، لب : ندارد .
( 3 ) . آج ، لب : تأخير .
( 4 ) . مج ، وز ، مل ، لت : بمخالفته .
( 5 ) . آج ، لب : شكى .
( 6 ) . لت تا .
( 7 ) . مل ، بم ، آن : سيم : آف : سيوم .
( 8 ) . سورهء كهف ( 18 ) آيهء 6 .
( 9 ) . آج ، لب : تأخيرست .
( 10 ) . لب : كه لام .