تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
گفت فرو شوى ( 1 ) بهرى از شما ( 2 ) بهرى را دشمنى ( 3 ) و شما را در زمين قرارگاهى ( 4 ) باشد و بر خوردارىتان ( 5 ) به وقتى ( 6 ) . گفت در آن جا زندگانى كنى ( 7 ) و در آن جا بميرى ( 8 ) و از آن جا برانگيزند ( 9 ) شما را . قوله تعالى : * ( المص ) * ، آنچه در حروف مقطَّع گفته‌اند در اوّل [ سورة البقره گفتيم وجهى نباشد اعاده كردن ] ( 10 ) ، امّا آنچه اين جا گفته‌اند ، علىّ بن ابى طلحه گفت از عبد اللَّه عبّاس : اين سوگندى است كه خداى تعالى ياد كرد . ابو صالح گفت از عبد اللَّه عبّاس : نامى است از نامهاى خدا . و گفته‌اند : از جملهء نامهاى قرآن است و گفته‌اند نام سوره ( 11 ) است . ابو الضّحى گفت : انا ( 12 ) اللَّه افضل ، من خداى حاكمم ، شعبى گفت معنى آن است : انا اللَّه الصّادق ( 13 ) ، من خداى راست گويم ( 14 ) . محمّد بن كعب القرظيّ گفت : الف ابتداء نام اوست [ اوّل و آخر و « لام » اوّل ، نام اوست لطيف ، و « ميم » اوّل نام اوست مجيد و ملك ، و « صاد » اوّل نام اوست ] ( 15 ) صمد و صادق الوعد و صانع مصنوعات ، و در بعضى تفسيرها آمد ( 16 ) كه معنى * ( المص ) * [ آن ] ( 17 ) است كه : أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ( 18 ) ، نه ما دل تو روشن كرديم ، و گفته‌اند : حروف نام مهترين ( 19 ) است ،
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، آف : فرو شويد . ( 2 ) . مج ، وز ، لت : ندارد . ( 3 ) . مج ، وز : دشمن . ( 4 ) . مج ، وز : خوار كاهى ، آج ، لب : قرارجاهى . ( 5 ) . آج ، لب : و تمتعى . ( 6 ) . آج ، لب : تا هنگام اجل . ( 7 ) . مج ، وز ، آف : كنيد . آج ، لب : در زمين بزنيد . ( 8 ) . مج ، وز ، آف : بميريد ، آج ، لب : دفن كنيد . ( 9 ) . آج ، لب : بيرون آرند . ( 10 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 11 ) . مج ، وز ، مر ، آف : سوره‌اى . ( 12 ) . آج ، لب : آن . ( 13 ) . لب : صادقين . ( 14 ) . مج ، وز : راست گيرم ، لت : راستى گرم . ( 15 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، افزوده شد . ( 16 ) . لت : آمده . ( 17 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 18 ) . سورهء انشراح ( 94 ) آيهء 1 . ( 19 ) . لب ، آف : بهترين .