تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
حاصل بر صفت كمال و عبادت معبودانى كنم كه ايشان سزاى پرستش نه‌اند ، براى آن كه مصنوع و مربوبند تا به هر حال جواب ايشان آن باشد كه نه روا باشد ، أعنى در جواب آن استفهامى كه به معنى تقرير است . قوله : * ( قُلْ أَ غَيْرَ اللَّه أَبْغِي رَبًّا ) * ، و وجوه اختلاف معانى « رب » در فاتحة الكتاب گفته شده است ، و آن جا مراد مالك و متصرّف و قادر بر آن باشد و گردانندهء آن ، و اصل او از تربيت است و پرورش . * ( وَلا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْها ) * ، و هيچ نفس ( 1 ) چيزى نكند الَّا بر او باشد ، يعنى جزا و و بال آن بر او باشد ، بر ديگرى نباشد . * ( وَلا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ) * ، و هيچ نفس بار ديگر [ ى ] ( 2 ) بر نگيرد ، [ و اين بر سبيل مثل است ، چنان كه گفتند : كلّ شاة برجلها ستناط ، و معنى آن كه : هيچ نفس را به گناه ديگرى نگيرند ] ( 3 ) و اصل « وزر » ثقل باشد ، و از آن ( 4 ) جا سلاح را أوزار الحرب گويند ، و منه قوله : وَوَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ ( 5 ) . آنگه گناه را وزر خواند ، براى آن كه بر پشت و گردن بار گران ( 6 ) باشد بر سبيل تشبيه ، و « وزر » ملجأ باشد ، قال اللَّه تعالى : كَلَّا لا وَزَرَ ( 7 ) ، أى لا ملجأ ، و در آيت دليل است از دو وجه بر بطلان مذهب مجبّره ، يكى از آن جا كه گفت : * ( وَلا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْها ) * ، و يكى آن كه گفت : * ( وَلا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ) * . آنگه گفت : مرجع و مآل و بازگشت شما با اوست ، خبر دهد شما را با آنچه ( 8 ) در آن خلاف ( 9 ) كرده باشيد ( 10 ) ، يعنى جزا دهد شما را بر آنچه ( 11 ) كرده باشى ( 12 ) ، و اين نيز دليل است بر صحّت مذهب عدل و بطلان مذهب جبر .
هامش
( 1 ) . آج : نفسى . ( 3 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 4 ) . مج ، وز ، مل ، مت : اين . ( 5 ) . سورهء انشراح ( 75 ) آيهء 2 . ( 6 ) . لب : باران گران . ( 7 ) . سورهء قيامت ( 75 ) آيهء 11 . ( 9 ) . لب : بدانچه . ( 10 ) . آف : اختلاف . ( 11 - 8 ) . مل : باشند ، لت : باشى / باشيد . ( 12 ) . آج . لب : باشيد .