آيت فرستاد : إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ ( 1 ) ، و اين اخبار كاشف است از معنى اين آيت . * ( وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ ) * ، اى لا ينقصون ، و بر ايشان هيچ ظلم نكنند ، از حقّ ايشان هيچ باز نگيرند و آنچه بالاى استحقاق ايشان باشد از عقاب بر ايشان ننهند ، آنچه حقّ ايشان باشد از ثواب من بدهم يكى را ده ، يكى به استحقاق و نه به تفضّل ( 2 ) ، و آنچه حقّ من است بر ايشان رها كنم جمله به فضل يا بهرى ( 3 ) رها كنم به رحمت يا جمله ( 4 ) بستانم به عدل ، آنچه حقّ اوست ذرّهاى كم نكنم و آنچه حقّ من است ذرّهاى بيش نستانم كه آنگه ( 5 ) ظلم باشد ( 6 ) ، و ظلم از فعل من نيست و در قضيّهء من روا نيست ، سختتر چيزى كه از من بر بندگان من آيد عدل است آنچه از جهت من ترسند ( 7 ) عدل باشد و آنچه از من اميد دارند فضل است .
* ( قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) * ، بگو اى محمّد كه خداى تعالى مرا هدايت داد به معنى بيان و الطاف و توفيق به ره راست كه ره ايمان است و اسلام . * ( دِيناً قِيَماً ) * ، در نصب او چند قول گفتند : يكى آن كه بدل صراط مستقيم است به معنى و هدى متعدّى باشد به دو مفعول ، يك بار به خود نحو قولك :
هديت القوم الطَّريق و قوله : اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ ( 8 ) ، و يك بار به مفعول دوم به حرف جرّ رسد مثالش چنان بود كه اين آيت ، پس جار و مجرور در جاى مفعول دوم است و محلّ او نصب است آنچه از او بدل كرد بر معنى ( 9 ) نصب كرد آن را بر محلّ او . زجّاج گفت : نصب او بر معنى هدانى است براى آن كه در معنى هداني معنى عرّفنى هست ، اى عرّفني ربّي دينا قيما . قول سيم ( 10 ) آن است كه : بر فعل مقدّر ، و المعنى اعلموا و اعرفوا دينا . چهارم : على الاغراء ، و التّقدير : الزموا دينا قيما .
هامش
( 1 ) . سورهء زمر ( 39 ) آيهء 10 .
( 2 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب : تفضّل .
( 3 ) . اساس : بهدى ، با توجّه به مج تصحيح شد .
( 4 ) . آف : ندارد .
( 5 ) . مل : آنگاه .
( 6 ) . مل : ظالم باشم .
( 7 ) . لت : پرسند .
( 8 ) . سورهء حمد ( 1 ) آيهء 6 .
( 9 ) . اساس ، آف ، لت ، آن : بعضى ، با توجّه به مج تصحيح شد .
( 10 ) . مج ، وز : سهام ، آف ، لت : سيوم .