مال ندارد و يكى را خلقت بر وجهى و يكى را بر خلاف آن وجه تا چنان كه مصلحت شناخت كرد آنگه اين را به « لام » غرض بيان كرد و گفت : اين براى ابتلا و امتحان كردم تا ابتلا كنم هر كس را در آنچه او را داده باشم از نيك و بد و ضيق و سعت ( 1 ) و صحّت و سقم ، و امتحان را تفسير دادهايم در چند جاى و تكليف صورت امتحان دارد و بيان اين آيت : ( 2 ) خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ( 3 ) ، و الَّا حقيقت ابتلاء بر خداى ( 4 ) روا نباشد كه او عالم الذّات است و امتحان آن كند كه نداند تا بداند جز آن است كه حق تعالى در تكليف ، معاملهء آنان مىكند كه امتحان كنند تا آنچه ندانند بدانند پس صورت صورت امتحان دارد و معنى تكليف . آنگه وصف كرد خود را به آن كه سريع العقاب است با ( 5 ) آن كه موصوف است به حلم و آن كه تعجيل نكند به عقاب تا باز نمايد كه كلّ ما هو آت قريب ، كه هر چه آن آمدنى است نزديك است ، و مثله قوله : وَما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ ( 6 ) . دگر آن كه : روا بود كه آن ( 7 ) عقوبت كه ايشان مستحقّ آنند در دنيا بكند ، پس سريع العقاب باشد و اين براى آن گفت تا ايمن نباشند از عقاب او حالا بعد حال . آنگه گفت : با آن كه سريع العقابام و اگر خواهم زود بگيرم و سخت بگيرم . * ( لَغَفُورٌ رَحِيمٌ ) * ، آمرزنده و بخشايندهام . در برابر عقاب ، مغفرت و رحمت گفت و ثواب نگفت تا بهتر دعوت كند مكلَّفان را با ( 8 ) امتناع از فعلها كه بر آن مستحقّ عقاب باشند .
هامش
( 1 ) . مج ، وز : و وسعت .
( 2 ) . مج ، وز ، لت قوله ، مل : قوله تعالى .
( 3 ) . سورهء ملك ( 67 ) آيهء 2 .
( 4 ) . مج ، وز ، لت تعالى .
( 5 ) . اساس : به ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 6 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 77 .
( 7 ) . آج ، لب : از .
( 8 ) . مج : يا ، لت : تا .