الحقّ مع علىّ و علىّ مع الحقّ يدور معه حيثما دار . انّما امرهم الى اللَّه ،
كار ايشان با خداست . سدّى و جماعتى مفسّران گفتند : اين آيت منسوخ است به آيت قتال براى آن كه اين سوره مكّى است و قتال به مدينه آمد و روا باشد ( 1 ) كه گويند : آيت محكم است براى آن كه تنافى نيست [ 130 - ر ] ميان معنى آيت و آيت قتال اين را كه گفت : * ( إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّه ) * ، مراد آن باشد في التّوفيق و الخذلان و الهداية و التوكيل ( 2 ) و الثّواب و العقاب لا اليك ، اين چيزها به خداى تعلَّق دارد به تو هيچ تعلَّق ندارد .
آنگه گفت : * ( ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ ) * ، پس خبر دهد ايشان را به آنچه كرده باشند و اين بر سبيل تهديد و وعيد گفت ، يعنى تا جزا دهد ايشان را بر حسب عمل ايشان .
* ( مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ ) * ، بعضى مفسّران گفتند : مراد به « حسنه » كلمهء اخلاص است گفتن لا إله الَّا اللَّه ، و بعضى دگر گفتند : مراد هر فعلى حسن ( 3 ) كه طاعت باشد سواء اگر واجب باشد ( 4 ) اگر ( 5 ) مندوب . حق تعالى گفت : هر كه او حسنهاى ( 6 ) بيارد او را ده حسنه باشد مانند آن ، يعنى هر كه او ( 7 ) كارى نيكو بكند ( 8 ) به ده چندان كه آن را مزد باشد او را مزد دهند . مذهب بيشتر اهل علم ( 9 ) آن است كه : يكى از آن مستحق باشد و نه تفضّل و مذهب بعضى دگر آن است كه : هر ده به استحقاق باشد و اين وعده است ( 10 ) كه خداى تعالى داد بر سبيل مقاربه چنان كه به خاطر ما نزديك باشد گفت آنچه تو تقدير كرده باشى ( 11 ) كه ثواب طاعتى است ده چندان باشد براى آن كه ما را اطَّلاعى نيست و طريقى به كمّيّت اجزاء ثواب و عقاب ، و يعقوب خواند : * ( فَلَه عَشْرُ أَمْثالِها ) * ، به تنوين و رفع امثال ، اى فله عشر حسنات امثالها ، و براى
هامش
( 1 ) . مج ، وز : بود .
( 2 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، آن : التوكّل .
( 3 ) . مج ، وز ، مل است ، لت : حسنى است .
( 4 ) . مج ، وز ، مل ، لت : بود .
( 5 ) . مج ، وز ، مل ، لت : اگر .
( 6 ) . مج ، وز ، مل ، لت : حسنتى .
( 7 ) . آج ، لب : ندارد .
( 8 ) . مج ، وز ، لت : نكو بكند .
( 9 ) . مج ، وز ، مل ، لت : عدل ، كه بر متن رجحان دارد .
( 10 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب ، لت : وعدهيست .
( 11 ) . آج ، لب : بكرده باشى .