* ( وَإِنْ كُنَّا عَنْ دِراسَتِهِمْ لَغافِلِينَ ) * و [ اگر چه ] ( 1 ) ما از درس ايشان كتابهاى خود را غافل بودهايم .
و گفتند : « ان » به معنى « ما » ى نافيه است و ما غافل نبوديم ( 2 ) از درس ايشان ، و اوليتر آن باشد كه « ان » مخفّفه باشد از ثقيله براى « لام » كى كه ( 3 ) در خبرش آمد .
* ( أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْكِتابُ لَكُنَّا أَهْدى مِنْهُمْ ) * و تا شما نگويى ( 4 ) اگر كتابى بر ما انزله كرده بودندى ما از ايشان مهتديتر بوديمى ( 5 ) و مشرعتر ( 6 ) به استدلال به آن و استخراج ادلَّه از آن جا و تمسّك كردن به آن ، و از حقّ او ( 7 ) آن است كه از پى او فعل آيد و اگر جايى بود كه از پى او اسم باشد ( 8 ) ، تأويل فعل بود چنان كه اين جا ( 9 ) هست و التّقدير : لو انزل علينا الكتاب ، براى آن كه « لو » حرف شرط باشد و ذوات موجودهء باقيه شرط نتواند بودن ، و مثله قولهم : لو ذات سوار لطمتنى ، اى لو لطمتني ذات سوار لطمتني ، اوّل بيفگند اعتمادا على الثّانى و مثله قوله الشّاعر :
لو غيركم علق ( 10 ) الزّبير بحبله
ادّى الجوار الى بنى العوّام
خداى تعالى گفت : قد جاءكم بيّنة من ربّكم ، آمد از خداى به شما بيّنتى ( 11 ) و حجّتى و دلالتى و بيانى و لطفى ، و ادلَّهء مؤدّى با حق و مراد به « هدى » اين جا بيان و لطف ( 12 ) باشد ، آنگه گفت : كيست ظالمتر از آن كس - يعنى ظالمتر بر خود از آن كس - كه به دروغ دارد آيات خداى را و از آن عدول كند و اعراض
هامش
( 1 ) . اساس ، بم ، آف ، لت ، آن : ندارد ، از مج ، افزوده شد .
( 2 ) . مج ، وز ، مل ، لت : نبودهايم .
( 3 ) . مج ، آج ، لب ، لت : براى لام كه .
( 4 ) . مج : و يا شما بگوييد وز ، آف : و تا شما نگوييد ، آج ، لب : تا نگوييد شما .
( 5 ) . مج ، وز ، مل ، لت : بودمانى .
( 6 ) . مج ، لت : مسرعتر ، وز : مسوعتر مل : مسوعدتر آج ، لب ، آن : مشروعتر .
( 7 ) . اساس و همهء نسخه بدلها چنين است چاپ شعرانى ( 5 / 97 ) : لو ، كه ظاهرا بر نسخهها مرجّح است .
( 8 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب ، لت بر .
( 9 ) . آج ، لب ، بم ، آف ، لت ، آن : آن جا .
( 10 ) . اساس ، بم ، آف ، آن : على ، با توجّه به مج ، و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 11 ) . آج ، لب : آيتى .
( 12 ) . آج ، لب ، آن : بيان لطف .