و التّقدير : انّه سيكون . و « هذا » مبتداست و « صراطى » خبر اوست و « مستقيما » نصب بر حال است و عامل در او يا « ها » يا « ذا » باشد كانّه قال : انبّه عليه مستقيما او اشير اليه مستقيما . حق تعالى گفت اين راه يعنى ره مسلمانى و شرع رسول و اين مكارم اخلاق و آداب شرع كه در اين آيات گفت راه من است و راست است ، متابعت كنيد آن را و راههاى ديگر را متابعت مكنيد ( 1 ) كه شما را از ره ( 2 ) من پراگنده كند هر رهى كه جز ره مسلمانى است از جهودى و گبركي و ترسايى و راههاى خداوندان اهواء و بدع و ضلالات ( 3 ) چه اگر بر آن راه باشى ( 4 ) بر راه من نبوده باشى ( 5 ) كه جمع نتوان كردن ميان حق و باطل . * ( ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِه ) * اين آن است كه خداى تعالى شما را به اين وصيّت كرد ( 6 ) تا باشد كه شما متّقى شويد ( 7 ) ، از معاصى او حذر كنيد ( 8 ) تا عقاب او به شما نرسد .
* ( ثُمَّ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ تَماماً ) * ، گفت : پس از آن بداديم موسى را كتاب . اگر گويند چگونه گفت موسى را پس از اين كتاب داديم - [ و ] ( 9 ) موسى را كتاب پيش از اين داد ( 10 ) گوييم از اين چند جواب است : يكى آن كه در كلام محذوفى مقدّر است و تقدير آن كه : ( ثم قل اتينا موسى الكتاب ) پس بگوى اى محمّد ايشان را كه خداى تعالى موسى را پيش از اين كتاب داد و اين « قل » بيفگند اين جا تعويلا على قوله : * ( قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ ) * ( 11 ) . جواب دوم زجّاج گفت تقدير آن است كه : ثمّ اتل اتينا موسى الكتاب ، بيايى ( 12 ) تا محرّمات بر خوانم ( 13 ) و قصّه كنم بر شما كه خداى تعالى موسى را كتاب داد . سيوم ( 14 ) ابو مسلم گفت : عطف
هامش
( 1 ) . لت : مكنى .
( 2 ) . آج ، لب : راه .
( 3 ) . مج ، وز : ضلالان آن : ضلالت .
( 4 ، 5 ) . مج ، وز ، آف : باشيد .
( 6 ) . مج ، وز ، مل ، لت : مىكند .
( 7 ) . لت : شوى .
( 8 ) . لت : كنى .
( 9 ) . اساس : ندارد ، از وز آورده شد .
( 10 ) . مل : موسى را پيش از اين داد .
( 11 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 151 .
( 12 ) . مل ، آج ، لب ، لت ، آن : بياييد .
( 13 ) . مج ، وز ، مل ، لت و پس بر شما خوانم .
( 14 ) . بم ، آن : سيم .