كى ( 1 ) فريشته بودند ! ايشان دو پادشاه بودند . و قراءت عامّه قرّاء فتح « لام » است و معنى آن كه : دو فريشته بودند .
قوله : * ( بِبابِلَ ) * ، بعضى مفسّران گفتند : بابل نام زمينى است از عراق ، و براى آنش بابل خوانند كه زبان اهلش مبلبل است اعنى مضطرب . و بعضى دگر گفتند : بابل نام آن زمين است كه صرح نمرود بر او افتاد از خوف آن زبانهاى مردم مبلبل شد ، و اين اسمى است اعجمى لا ينصرف ، و سبب منع صرف او عجمه است و تأنيث و علميّت .
در « هاروت » و « ماروت » خلاف كردند ، و اين نيز دو اسم اعجمى است لا ينصرف و سبب منع صرف عجميّت و علميّت [ است ] ( 2 ) . بعضى مفسّران گفتند :
بدل « ملكين » است نام آن دو فريشته بود ، بعضى دگر گفتند : نام آن دو پادشاه بود .
بعضى دگر گفتند : بدل « شياطين » است - بدل البعض من الكلّ . بهرى دگر گفتند :
بدل « ناس » است في قوله : * ( يُعَلِّمُونَ النَّاسَ ) * ، هاروت و ماروت السّحر .
و در « ملكين » نيز خلاف كردند . بهرى ديگر ( 3 ) گفتند : مراد جبريل و ميكايل است ، چه جهودان حوالت سحر بر سليمان كه كردند گفتند : جبريل و ميكايل فرود آوردند بر سليمان . بهرى دگر گفتند : هاروت و ماروت بودند .
* ( وَما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ ) * ، اين « ما » بلا خلاف « ما » ى نفى است ، اين دو فريشته هيچ كس را از اين معنى چيزى نياموختند و اعلام نكردند تا نگفتند كه ما فتنهايم يعنى امتحان و آزمايش نگر ( 4 ) تا كافر نشوى .
عبد اللَّه عبّاس و جماعتى مفسّران گفتند : قصّه آيت آن است كه در عهد ادريس - عليه السّلام - چون فريشتگان اعمال بنى آدم ديدند و آنچه از گناه و معاصى ايشان با آسمان مىبردند ، گفتند : بار خدايا ! اينان را در زمين نشاندى تا چندين فساد و معصيت مىكنند ! حق تعالى گفت : اگر آن شهوت كه در ايشان مركّب است در شما باشد ، و به جاى ايشان شما باشى همان كنى . گفتند : بار خدايا ! تو منزّهى ، ما را نرسد كه در تو عاصى شويم و تو را بيازاريم ( 5 ) .
هامش
( 1 ) . مج ، دب ، مب : كه .
( 2 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 3 ) . كذا : در اساس و ديگر نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 1 / 273 ) : ندارد .
( 4 ) . دب : نكرده .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بيان آريم .