قوله : * ( فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ ) * ، هر كه تعدّى كند پس از اين ، يعنى بيشتر از ( 1 ) قاتل را كشد يا ( 2 ) ديت زيادت خواهد ، يا بعد از عفو با سر مطالبت شود ، و اين جمله وجوه محتمل است و داخل ( 3 ) در لفظ « اعتدى » [ 214 - ر ] .
حسن بصرى گفت : سبب آن بود كه در جاهليّت چون كسى كسى را بكشتى به حمايت قبيله ، منيع شدى ، ايشان ديت بدادندى يا مصالحت كردندى ، اينان امان دادندى بعد قبول ديت ، چون او ايمن شدى از آن جا بيامدندى و او را بكشتندى و ديت بينداختندى ، خداى تعالى بر آن تهديد كرد .
قولى دگر ابو مسلم بن بحر گفت : مراد آن است كه هر كه او توبه نكند پس از آن كه خداى او را برهانيده باشد از قتل ، امّا به عفو اولياى مقتول و امّا به قبول ديت ، و پس از آن نيز با سر قتل شود ، * ( فَلَه عَذابٌ أَلِيمٌ ) * ، او را عذابى سخت بود ، و اين هم وجهى نيكوست .
و در « عذاب اليم » خلاف كردند كه در دنيا بود يا در آخرت ؟ عامهء مفسّران بر آنند كه در آخرت او را عذابى بود مؤلم ، موجع .
سعيد جبير گفت : مراد آن است كه هر ( 4 ) كه پس از عفو يا قبول ديت قاتل را باز كشد ، او را باز بايد كشتن ( 5 ) بر وجهى كه او را عفو نشايد كردن ، و اين وجهى قريب است .
و حسن بصرى روايت كند كه ، رسول - عليه السّلام - گفت : عفو نكنم آن را كه پس از اخذ ديت قتل كند .
آنگه حق تعالى باز نمود كه در قصاص چه مصلحت شرعى ( 6 ) و منفعت دينى است ، گفت : * ( وَلَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ ) * ( 7 ) * ( ) * ، شما را در قصاص حيات و زندگانى است . معنى آن است كه ( 8 ) : قصاص نهادم در شرع تا زاجر و مانع باشد كه آن كس كه خواهد كه كسى را به ناحق بكشد ، چون از قصاص انديشه كند بترسد و منزجر
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : آن .
( 2 ) . مج ، وز از ، آج ، لب او .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها است .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها كس .
( 5 ) . مج ، وز : باز كشتنى .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر چه .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها گفت .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها من .