تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
شود ، اين قول عامّهء مفسّران است . سدّى گفت : مراد آن است كه در قصاص حيات است ، يعنى پيش از اسلام به يك مرد ده را و كمتر و بيشتر بكشتندى بگزاف ، من قصاص نهادم بسويّت تا به نفسى بيشتر از نفسى نكشند ، پس اين قضيّه موجب آن بود كه در قصاص حيات باشد . و در عموم لفظ قصاص هم قصاص نفس و هم قصاص جراح لازم ( 1 ) باشد ، و صالح است دلالت هر مسأله كه در او قصاص دعوى كنند از مسايل فقه مادام تا دليلى ( 2 ) از آن منع نكند مخصّص ( 3 ) و قوله : * ( يا أُولِي الأَلْبابِ ) * ، اى خداوندان خردها ! اين براى ( 4 ) تخصيص كرد از ميان ديگر نامها كه عاقلان باشند كه كارها به انديشه كنند و از عواقب امور قتل و جراح بترسند ، تا منع كند ايشان را از قتل و جرح ، به خلاف آنان كه عقل ندارند و عواقب نينديشند . * ( لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ) * ، عبد اللَّه عبّاس گفت و حسن بصرى : تا بپرخيزى ( 5 ) از قتل خوف قصاص را ، و ديگر مفسّران گفتند : عامّ است در همهء معاصى ، و اين اوليتر است [ 214 - پ ] براى آن كه اتّقاء معاصى لطف باشد در بسيارى كارها از اداى واجبات و اجتناب مقبّحات ، و در شاذّ ابو الجوزاء خواند : و لكم فى القصص ( 6 ) حياة ، يعنى فى القران . و اين آيت از آيات مشار اليهاست در فصاحت براى آن كه تضمين اين معانى در الفاظى چنين موجز عذب بر وجه كنايت چنان كه ظاهر بر عكس نمايد از مراد بابى باشد جامع انواع فصاحت را . و آن كه بر هر وجه كه اين معنى گفتند ، حكما بر طريق مثل من قولهم : القتل اولى للقتل ، و القتل انفى للقتل ، و قتل البعض احياء للجميع و اكثروا القتل ليقلّ القتل ، با آن كه حروف بيش از آن است كه لفظ قرآن را ، آن عذوبت و طراوت ندارد كه : * ( وَلَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ ) * . دگر آن كه : قصاص منبىء باشد از « قتلى حقّ به واجب كه ظلم نباشد ، و آن الفاظ را ظلم و عدل در او داخل است .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : داخل . ( 2 ) . مج ، وز : دليل . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج را . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها اين . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : بپرهيزى . ( 6 ) . وز ، مب ، مر : رافى القصاص . ( 7 ) . مج ، وز : بر .