و اگر گويند : ما حمل كنيم آيت را على الوالدين و الاقربين اذا كانوا كفّارا غير وارثين ، گوييم : اين تخصيص عموم باشد بىدليلى و دونه خرط القتاد . و مذهب جملهء فقها و عامّهء صحابه موافق مذهب ماست ، امّا ( 1 ) وجوب ، مذهب زهرى است و ضحّاك و داود و محمّد جرير طبرى پس معنى « كتب » اين جا « امر » و « بيّن ( 2 ) » باشد چه امر و بيان مشتمل بود بر واجب و مندوب ، و در آيت محمول بود بر ندب براى ادلَّه اى كه گفتيم .
قوله : * ( إِذا حَضَرَ ) * ( 3 ) * ( ) * معنى آن است كه : اذا قارب ، براى آن كه ممكن نيست حمل كردن بر حقيقت ، چه آن را كه مرگ به او حاضر شود تكليف از او زايل شود و با او خطاب نبود ، يا معنى آن بود كه : حضر امارات الموت ، و آن ( 4 ) بيمارى سخت بود ، و آن را كه مخوف ( 5 ) بود بر او مرگ ، گويند : حضره ( 6 ) الموت . و قوله : * ( إِنْ تَرَكَ خَيْراً ) * ، اى مالا ، لقوله ( 7 ) تعالى : وَإِنَّه لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ ( 8 ) ، و قوله : إِنِّي أَراكُمْ بِخَيْرٍ ( 9 ) . . . ، اى اريكم ذا مال ، و قوله : رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ ( 10 ) .
زهرى گفت : وصيّت به مال بايد كردن آن را كه اندك دارد و بسيار ، و عامّهء فقها و اهل علم بر آنند كه وصيّت آن را مستحبّ است كه مالى تمام دارد كه فرزندان و وارثان او را خيرى باشد ، آنگه ثلثى از آن مال وصيّت كند .
خلاف كردند در مقدار آن مال كه از او وصيّت بايد كردن . نخعى گفت :
هفتصد ( 11 ) درم تا هزار ( 12 ) ، و از امير المؤمنين على - عليه السّلام - روايت كردهاند كه : او در بالين يكى از بنى اعمام خود شد . او گفت : وصيّتى كنم ؟ گفت : چه قدر مال است تو را ؟ گفت : زير هزار است ، از هفتصد تا نهصد درم باشد . گفت : نه تو عيال دارى ،
و لم تترك خيرا
، و خيرى ( 13 ) رها نمىكنى ، يعنى مالى بسيار .
دع مالك لعيالك ( 14 ) ،
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : و .
( 2 ) . وز : بيان .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها احدكم الموت .
( 4 ) . مج ، وز : و از .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : مخفوف ، چاپ شعرانى ( 2 / 41 ) : محقق .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب : حضر .
( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مب : و قوله .
( 8 ) . سورهء عاديات ( 100 ) آيهء 8 .
( 9 ) . سورهء هود ( 11 ) آيهء 84 .
( 10 ) . سورهء قصص ( 28 ) آيهء 24 .
( 11 ) . آج ، لب ، فق : به هفصد .
( 12 ) . آج ، لب ، فق ، مب است .
( 13 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : خير .
( 14 ) . مج ، فق ، مب : بعيالك .