عبد الرّحمن بن سهيل بن حنيف ( 1 ) روايت كند از رسول - عليه السّلام - كه گفت :
هر كه او مكاتبى را يارى دهد بر آن كه گردن خود آزاد كند ، يا غازيى را در آلتش ( 2 ) ، يا مجاهدى را در سبيل خداى تعالى ، حق تعالى سايه كند او را در سايه يش آن روز كه سايه نباشد الَّا سايهء او .
براء بن عازب روايت كند كه : اعرابيى بنزديك رسول آمد ( 3 ) ، گفت : يا رسول اللَّه ! مرا عملى ( 4 ) آموز كه مرا به بهشت ( 5 ) رساند . رسول - عليه السّلام - گفت : خطبه كوتاه كردى ، و لكن سؤال پهن ( 6 ) كردى ، گفت :
اعتق النّسمة و فكّ الرّقبة ، عتق نسمه و فكاك رقبه
كار بند . گفت : يا رسول اللَّه ! نه هر دو يكى باشد ؟ گفت : عتق نسمه آن بود كه بنده ( 7 ) آزاد كنى ، و فكاك رقبه آن بود كه يارى كنى كسى را تا گردن خود آزاد كند از بندگى .
اكنون خلاف كردند كه مال به اينان دادن كه در آيت فرمود ، زكات است يا بيرون زكات . سدّى و شعبىّ گفتند : بيرون زكات است ، براى آن كه ذكر زكات هم در اين آيت هست ، في قوله ( 8 ) : * ( وَأَقامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكاةَ ) * ، اگر اين بر زكات حمل كنند تكرار باشد ، و اين وجهى نيك است ، امّا بر آن وجه كه جماعتى گفتند كه :
اين بيرون زكات است ، و اين هم واجب است ، خلاف اجماع باشد ، و در آيت بيش از اين نيست كه : * ( وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّه ) * ، الى قوله * ( وَآتَى الْمالَ عَلى حُبِّه ) * ، اين « ايتاء » مال از جملهء « برّ » شمرد ، و « برّ » هم ( 9 ) بر واجب آيد و هم بر سنّت ، و حملش بر سنّت كردن اوليتر بود .
و حسن بصرى گفت : مراد به اين زكات فريضه است ، براى آن كه بعضى از اين مذكوران مستحق ( 10 ) زكاتند [ 207 - ر ] في قوله : إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَالْمَساكِينِ ( 11 ) - الاية . و اين وجه ضعيف است براى سه وجه را :
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : عبد الرحمن بن سهل بن حنيف .
( 2 ) . تب : يارى دهد به آلت حرب و سلاح .
( 3 ) . دب ، آج ، لب : بنزديك آمد رسول را .
( 4 ) . مر : علمى .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مب : كه به بهشتم .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب : بهمت ، مر : بهتر .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : برده .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها تعالى .
( 9 ) . مب ، مر : بر همه .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : مستحقّان .
( 11 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 60 .