[ 206 - ر ] و مردمان در حساب باشند .
* ( وَابْنَ السَّبِيلِ ) * ، مفسران در آن خلاف كردند . عبد الله عبّاس و قتاده گفتند :
مهمان است . عبد اللَّه عبّاس گفت : او سه روز مهمان باشد ، چه حقّ ضيافت سه روز است ، آنچه بالاى آن بود از باب معروف است ، و هر معروفى صدقه بود . و رسول - عليه السّلام - گفت :
من كان يؤمن باللَّه و اليوم الاخر فليكرم ضيفه .
و رسول - عليه السّلام - گفت : مهمان چون در آيد ( 1 ) با روزى خود آيد ، و چون برود گناه صاحبش با خود ( 2 ) ببرد ، يعنى خداى تعالى آن طعام كه او را داده باشد كفّارت گناه ميزبانش كند .
مجاهد و ربيع گفتند : مراد رهگذرى است مرد مسافر ، و براى آنش « ابن السّبيل ( 3 ) » خواند كه ملازم راه بود و بر ( 4 ) سر راه بود ، چنان كه مرغ آبى را « ابن الماء » خوانند ، و مرد معمّر را « ابن الدّنيا ( 5 ) » ، و قال ذو الرّمّة :
وردت اعتسافا و الثّريّا كأنّها
على قمّة الرّأس ابن ماء محلَّق
و گفتهاند : منقطع به را مىخواهد كه راه زده باشند بر او و مالش برده .
* ( وَالسَّائِلِينَ ) * ، خواهندگان ، درويشانى كه به جاى ( 6 ) سؤال باشند .
رسول - عليه السّلام - گفت :
للسّائل حقّ و ان جاء على فرس ،
سائل را حقّ است و اگر چه بر اسب آيد .
و در خبر است كه : سائلى يك روز سؤال مىكرد ، حسين بن على - عليهما السّلام - گفت : دانى تا چه مىگويد ؟ گفتند : نه ، يا بن رسول اللَّه . گفت ، مىگويد : من رسول ترازوى ( 7 ) شماام اگرم خيرى ( 8 ) بدهيد از شما برگيرم و آن جا برم ، و الَّا دست تهى آن جا روم . و رسول - عليه السّلام - گفت :
لا تردّوا السّائل و لو بظلف محرّق ( 9 )
، گفت : سائل ( 10 ) را رد مكنيد ( 11 ) و اگر به سم گوسپندى سوخته باشد . و رسول
هامش
( 1 ) . مج ، وز : دارند .
( 2 ) . فق : صاحب خانه را .
( 3 ) . دب : و ابن السّبيل .
( 4 ) . مج : در .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها گويند .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : به حال .
( 7 ) . دب : رسول قرارگاه ، آج ، لب : رسول تراز ، مب : رسول ، مر : رسول فرا .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : چيزى .
( 9 ) . آج ، لب ، فق ، مر : محرقا .
( 10 ) . مج : سائلى .
( 11 ) . مر : محروم مكنيد .