- عليه السّلام - گفت :
لولا انّ ( 1 ) السّؤال يكذبون ما قدّس من ردّهم ( 2 ) ،
اگر نه آنستى كه سائلان دروغ مىگويند ، توفيق ندادندى آن ( 3 ) را كه ايشان را رد كردى ، و اگر سائل را هيچ حقّى نيست جز آن كه ( 4 ) كشف حال خود كند در پيش تو و آبروى خود بريزد و در مقام مذلَّت بايستد خود كفايت است ( 5 ) .
در خبر است كه : يك روز اعرابيى آمد تا بر امير المؤمنين ( 6 ) - عليه السّلام - سؤال كند . امير المؤمنين گفت : يا اعرابى ! چيزى دانى ( 7 ) نوشتن ؟ گفت : آرى . گفت :
اكتب حاجتك على الارض لئلَّا ارى ذلّ السّؤال في وجهك ،
حاجت خود بر زمين بنويس به چيزى و سؤال مكن تا مرا ذلّ سؤال در روى تو نبايد ديدن ، و هر عطا ( 8 ) كه از پس سؤال بود به بهاى آبروى سائل بر نيايد ، چنان كه شاعر گويد :
ما اعتاض باذل وجهه بسؤاله
عوضا و لو نال الغنى بسؤال
و اذا السّؤال مع النّوال و زنته
[ 206 - پ ] رجح السّؤال و خفّ كلّ نوال
و اذا ابتليت ببذل وجهك سائلا
فابذله للمتكرّم المفضال
انّ الكريم اذا حباك بموعد
اعطاكه سلسا به غير مطال
* ( وَفِي الرِّقابِ ) * ، مفسّران خلاف كردند . بعضى گفتند : مراد بندگانند كه در رنج و سختى باشند ( 9 ) كسى ايشان را بخرد و آزاد كند ، و اين قول سعيد جبير و قتاده است .
و در خبر است كه رسول - عليه السّلام - گفت : هر كه او بنده اى آزاد كند خداى تعالى به هر عضوى از او عضوى از اين ( 10 ) از آتش دوزخ آزاد كند . و قول بيشتر مفسّران بر آن است كه : مراد مكاتبانند كه خويشتن را باز ( 11 ) خريده باشند و بها نداده يا تمام نداده ، ايشان را يارى بايد دادن بر فكاك گردنشان ( 12 ) از بند بندگى ، و از زكات نيز نصيبى به ايشان بايد دادن چنان كه در آيت زكات هست .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها گفت .
( 3 ) . دب : او .
( 4 ) . مج ، وز : چنان كه .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : بودى .
( 6 ) . آج ، فق ، مر على .
( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : توانى .
( 8 ) . فق : و نيز عطائى ، ديگر نسخه بدلها : و نيز عطا .
( 9 ) . وز : باشد .
( 10 ) . دب ، آج ، فق ، مر : از تن او ، مب : از آن مولاى .
( 11 ) . مج ، وز : به آن .
( 12 ) . مر : خلاص كردنشان .