تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
و زينب زن عبد اللَّه مسعود مالى داشت بر خويشان خود خرج مىكرد . از رسول - عليه السّلام - پرسيد كه : مرا در اين ( 1 ) چيست ؟ گفت : لك اجران اجر القرابة و اجر الصّدقة ، گفت : تو را دو مزد است ، مزد خويشى و مزد صدقه . و فاطمه بنت قيس بيامد و گفت : يا رسول اللَّه ! هفتاد دينار زر دارم ، كجا خرج كنم ؟ گفت : اجعليها في قرابتك ( 2 ) ، بر خويشان خود صرف كن . * ( وَالْيَتامى ) * ، و نصيبى به يتيمان ده ( 3 ) ، و يتيم آن باشد كه در خردى پدرش بميرد ، و اگر چه در ظاهر آيت آن است كه مال به يتيمان دهد ، معنى آن است كه به ولىّ ( 4 ) ايشان دهد ، و به آن كس كه به كار ايشان قيام كند الَّا آنگه كه ( 5 ) مراهق بود و در او رشدى باشد و بعض الصّلاح بشناسد . و رسول - عليه السّلام - گفت : خير بيوتكم بيت فيه يتيم يحسن اليه و شرّ بيوتكم بيت فيه يتيم يساء اليه ، گفت : بهترين [ 205 - پ ] خانه‌هاى شما خانه هايى ( 6 ) بود كه در او يتيمى بود كه ( 7 ) با او احسان كنند ، و بترين خانه‌هاى شما خانه اى است كه در او يتيمى باشد كه با او اساءت و بدى كنند در آن جا . آنگه گفت : انا و كافل اليتيم كهاتين فى الجنّة - و أشار باصبعيه ، من و تكفّل كنندهء يتيم در بهشت همچنين باشيم ، و به دو انگشت اشارت كرد - به سبّابه و وسطى . ابو مالك روايت كند كه رسول - عليه السّلام - گفت : من ضمّ يتيما الى طعامه و شرابه حتّى يستغني عنه وجبت له الجنّة ، گفت : هر كه يتيمى را با خود گيرد به طعام و شراب تا چنان شود كه از او مستغنى شود ، بهشت او را واجب شود . يعقوب را گفتند : در مصر مردى است كه مسكين را طعام دهد و يتيم را اكرام كند ، گفت : بايد كه از اهل البيت ما باشد ، چون بديدند يوسف بود - عليه السّلام . * ( وَالْمَساكِينَ ) * ، جمع مسكين و هو مفعيل من السّكون . و مسكين آن بود كه از فقير به بود ، او را ضعيف ( 8 ) حال باشد او را بلغه اى ( 9 ) بود از عيش و كفايتش نبود . و
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر ثواب . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها گفت . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : دهد . ( 4 ) . مج ، وز : تولى . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : آن كه . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : خانه اى . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها در آن جا . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : ضعف . ( 9 ) . مر : بلغت .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 313 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي