موى و پشم مرده روا ندارد انتفاع و پاك نگويد ، و ابو حنيفه شير و هرشه حلال گويد ، و سفيان ثورى و ابو يوسف و محمّد ، شير مردار مكروه گويند براى آن كه ظرفش پليد است ، و نيز در هرشه همين گويند اگر مايع باشد ( 1 ) اگر جامد باشد روا دارند . و مالك و شافعى شير روا ندارند ( 2 ) ، و ليث خايه روا ندارد .
امّا موش اگر ( 3 ) در جايى ميرد اگر جامد باشد پيرامن آن ببايد افگندن چندان كه مماسّتش باشد به او و باقى پاك بود ، و اگر مايع بود پليد بود و ببايد ريختن .
و اگر روغن بود در زير سقف نشايد در چراغ كردن ( 4 ) ، و بنزديك ابو حنيفه بيعش روا باشد ، و بنزديك شافعى روا نباشد .
و اگر مردارى در ديگى افتد سواء اگر در حال غليان باشد يا در حال سكون ، آنچه در او باشد از مايعات ببايد ريختن ، و گوشت به آب بشستن ( 5 ) تا پاك شود ، و اصحاب ابو حنيفه همچونين گفتند و اوزاعى ( 6 ) . ليث گفت : اند ( 7 ) بار ببايد شستن و پس بر آتش بجوشانيدن ، و ابو حنيفه فرق كرد از ميان آن كه در غليان باشد يا ساكن .
اگر ساكن باشد ، گوشت روا بود به خوردن پس از آن كه به آب شسته باشند ( 8 ) ، و اگر در حال جوشيدن بود هم ( 9 ) ببايد ريختن .
امّا محرّم دوم در آيت خون است به ظاهر آيت چو ( 10 ) « لام » استغراق جنس را بود ، همه خونها حرام و پليد بود جز كه اين آيت مخصوص است بقوله تعالى : قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُه إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً ( 11 ) . . . ، و فقها براى اين روا داشتند گوشت و جگر با ( 12 ) آن كه در او خون باشد ، چه آن خون مسفوح نيست [ 199 - ر ] .
و خونها بر سه ضرب است :
ضربى آن است كه : قليل و كثيرش پليد است ، و تا ازالت نكنند نماز به روا نبود
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج و .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : چون .
( 4 ) . مر : نشايد سوختن .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ببايد شستن .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر هم موافقند .
( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : چند .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : باشد .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : همه را .
( 10 ) . مر : چه .
( 11 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 145 .
( 12 ) . فق ، مب ، مر : براى .