تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
از آن اجتناب كنند ، گفت : * ( إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ ) * ، در شاذّ خواندند كه : انّما حرم عليكم الميتة و الدّم و لحم الخنزير ، چنان كه مرفوع بود ( 1 ) به فاعليّت . و ابو جعفر خواند : انّما حرّم عليكم الميتة ، بر فعل مجهول و ما لم يسمّ فاعله ، يعنى به حرام كردند بر شما مردار و خون و گوشت خوك . و ابراهيم بن ابي عبلة چنان خواند كه « ما » موصوله بود نه ( 2 ) كافّه ، و معنى آن بود كه : انّ الَّذي حرّمه اللَّه عليكم الميتة و الدّم و لحم الخنزير ، بر اين وجه كه « ما » [ 198 - ر ] موصوله باشد ، به معنى به صورت مفصوله بايد نوشتن . و ابو جعفر « ميّته » خواند به تشديد « يا » ، و اين دو لغت باشد ، يقال : ميّت و ميت ، كسيّد و سيد ، و هيّن و هين و ليّن و لين ، قال الشّاعر و جمع بين اللَّغتين :
ليس من مات فاستراح به ميت ( 3 ) انّما الميت ميّت الاحياء
و مراد به « ميته » هر جانورى است كه آن را بشايد كشتن ، آنگه بنه كشند ( 4 ) تا بميرد ، خوردن و تصرّف كردن و ساير وجوه انتفاع به او حرام است ، پس به دو نوع مردار شود : يكى آن كه : به مرگ خود بميرد ، دوم آن كه : به وجهى از وجوه مرده شود از فعل آدمى ، چنان كش بكشد ( 5 ) نه بر وجه مشروع ، از آن كه گلويش فرو گيرد ، يا در خانه اى كند آب و علف ندهد تا بميرد ، يا به چوب و سنگ و مانند اين بكشد . اين جمله مردار باشد ، و اين حكم شامل است جملهء حيوان را مگر ماهى را كه اخراج او از آب تذكيتش باشد ، اگر در آب بميرد يا آب از او باز شود پس بميرد مردار باشد ، و حلال نبود الَّا كه زنده از آب به در آرند ، پس بميرد و مذهب مالك آن است كه : ببايد كشتن و سرش ببريدن تا حلال باشد ، و اگر در آبى سرد يا گرم شود از سردى يا گرمى آب بميرد نشايد خوردن . و مذهب ابو حنيفه همچونين است . و از حيوان آب جز ماهى حلال نيست ، و نيز مذهب ابو حنيفه همچونين است ، و مذهب شافعى خلاف اين است و مذهب ابن ابي ليلى .
هامش
( 1 ) . مج : بودند . ( 2 ) . مر ما . ( 3 ) . اساس : بموت ، با توجّه به نسخه بدلها تصحيح شد . ( 4 ) . مج : آنگاه بنكستند . ( 5 ) . آج : بكشند .