اللَّه ، و نعق بالغنم اذا صاح بها .
« نعيق » آواز شبان باشد كه بر گوسبند ( 1 ) زند خاصّ . و بعضى دگر گفتند : عامّ است همهء بهايم را ، و قول اوّل ظاهرتر است ، قال الاخطل :
فانعق بضأنك يا جرير فانّما
منّتك نفسك فى الخلاء ضلالا
و « نعيق » آواز كلاغ بود بىآن كه گردن بكشد ، و چون گردن بكشد آن را « نعيب » گويند .
آنگه حق تعالى بر سبيل مذمّت كفّار را گفت : * ( صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ ) * ، اى هم كذلك كرانند ، يعنى نمىشنوند آنچه ايشان را سود دارد ، و اگر مىشنوند اجابت نمىكنند و فهم نمىكنند و كار نمىبندند . و چون چنين است ، همان انگار كه نمىشنوند ، چنان كه شاعر گفت :
اصمّ عمّا ساءه سميع
مىگويد ( 2 ) : كر است از آنچه او را دل تنگ بكند و او شنواست ، چنان كه گويند : القاضى لا يسمع ما يكره ، لالانند ( 3 ) از گفت خير ، چيزى نمىگويند كه ايشان را در آن خير بود . « عمى » ، كورانند يعنى از هدى و ره راست نمىبينند و اگر مىبينند متابعت نمىكنند همان انگار كه نمىبيند چون منتفع نهاند به آن .
* ( فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ ) * ، و ايشان خود عاقل نهاند ، يعنى استعمال عقل نمىكنند و خرد كار نمىبندند ، و اين همچنان است كه حق تعالى ايشان را يك بار تشبيه كرد به چهار پا في قوله : أُولئِكَ كَالأَنْعامِ ( 4 ) . . . ، و يك بار به مرده في قوله : إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى ( 5 ) . . . ، و چنان كه شاعر گفت :
لقد اسمعت لو ناديت حيّا
و لكن لا حياة لمن تنادي
و ديگرى گويد :
علىّ نحت القوافي من مقاطعها
و ما علىّ اذا لم تفهم البقر
قوله تعالى : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ ) * ، اين لفظ امر است
هامش
( 1 ) . فق : گوسپند ، ديگر نسخه بدلها : گوسفند .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : مىگويند .
( 3 ) . مج ، وز : لالانيد .
( 4 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 179 .
( 5 ) . سورهء نمل ( 27 ) آيهء 80 .