فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّه فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها ( 1 ) .
و اين كلمهء تقواست لقوله ( 2 ) تعالى : وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى ( 3 ) . . . ، و اين كليد بهشت است ،
لقوله ( 4 ) - عليه السّلام : مفتاح الجنّة لا إله الَّا اللَّه .
و اين حصن حصين است از آتش دوزخ ، لقوله ( 5 ) - عزّ و علا :
لا إله الا الله حصني فمن دخل حصني امن من عذابي
، گفت : لا إله الَّا اللَّه حصن من است ، هر كه در حصن من شد از عذاب من ايمن شد ( 6 ) . و اخبار در فضايل اين كلمه بىاندازه است ، در مواضعى كه اين كلمه آيد گفته شود - ان شاء اللَّه - عزّ و جلّ .
آنگه حق تعالى دو اسم را به اين دو كلمه بپيوست كه منبى است از نعمت خداى تعالى بر بندگانش و از رحمت او بر خلقانش . * ( هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ ) * ، و پيش از اين ( 7 ) برفت در آيت تسميه .
قديم - جلّ جلاله - چون ذكر وحدانيّت خود بكرد ، مشركان گفتند : كيف يسع النّاس إله واحد ، اين همه مردمان را يك خداى چگونه بس باشد ؟ حق تعالى اين آيت فرستاد كه : * ( إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ( 8 ) * ( ) * ، به خلق ، او كفايت بود و حاجت نداشت به يارى و انبازى در نگاهداشت ( 9 ) و رعايت هم حاجت ندارد ، اين وجهى است در سبب نزول آيت .
سعيد جبير گفت : جهودان رسول را - عليه السّلام - گفتند : أرنا اية ، آيتى با ما نماى چنان كه پيغامبران ديگر را بود .
و به دگر روايت مشركان عرب جهودان را گفتند : آيات موسى چه بود ؟ ايشان گفتند : يد بيضا ، و فلق بحر ، و قلب عصا و مانند اين .
ترسايان را گفتند : آيات عيسى چه بود ؟ گفتند : احياء موتى و ابراء اكمه و ابرص .
آنگه رسول را گفتند : تو نيز از خداى در خواه تا كوه صفا با ( 10 ) زر كند تا تو در كار
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 256 .
( 5 - 4 - 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : كقوله .
( 3 ) . سورهء فتح ( 48 ) آيهء 26 .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : باشد .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : و تفسير اين .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها گفت .
( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نگاه داشتن .
( 10 ) . فق : را .