آنگه در زمين از معادن و جبال و انهار و اشجار و ثمار چندان كه فهم و وهم به آن نرسد از ماكول و مشروب و ملبوس و ادويه و اغذيه و عقاقير و نبات مختلف اللَّون و الطَّعم و الرّيح و الطَّبع ، بعضى نافع و بعضى مضرّ ، بهرى همه منفعت بهرى همه مضرّت ، بهرى هم مضرّت هم منفعت چنان كه خواست و مصلحت شناخت و دانست كه صلاح خلقان است بيافريد .
* ( [ وَ ] ) * ( 1 ) * ( اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ ) * ، آمد شد و گشتن و گرديدن شب و روز . شب از پس روز مىآيد و روز از پس شب ، و اين اختلاف كه آمد ( 2 ) شد است هم از آن اختلاف است كه چيزى مخالف چيزى است ، براى آن كه اين چون تحقيق كنى اختلاف اكوان است ، و اكوان را مختلف متضادّ باشد . آمدن خلاف شدن باشد ، بل ضدّ او باشد .
و در دگر آيت چنين فرمود كه : جَعَلَ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ خِلْفَةً ( 3 ) . . . ، اى كلّ واحد منهما يخلف صاحبه ، هر يكى از ايشان خليفه و قايم مقام صاحبش است ، چون او برود خلف او اين در آيد به منزلت خليفهء او باشد ، و اين قول بيشتر مفسّران است .
عطا و ابن كيسان گفتند : مراد به اختلاف شب و روز ، مخالفت ايشان است يكديگر را در ضياء و ظلام و طول و قصر .
و « ليل » ، جمع ليلة باشد كتمر و تمرة ، و اين جمع جنس باشد . و ليالى جمع ليل است . و « نهار » واحد است بر قول بعضى و جمعش نهر باشد من قول الشّاعر :
لولا الثّريدان هلكنا بالضّمر
ثريد ليل و ثريد بالنّهر
و بر قول درست « ليل » و « نهار » اسم جنس است . در ليل يكى را ليله گويند ، و نهار را واحدى از لفظ او نيايد ، لفظى كه به جاى ليله باشد يوم بود . و تقديم شب به روز براى آن كرد كه حق تعالى شب پيش از روز آفريد ، بل روز از شب آفريد فى قوله : وَآيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْه النَّهارَ ( 4 ) ، [ 188 - پ ] حق تعالى جهان بيافريد و مظلم بود ، آفتاب و ماه بيافريد يكى را آيت روز كرد و يكى را آيت شب .
بعضى دگر گفتند : اين تقديم و تأخير ايجاب تفضيل نكند براى آن كه « واو »
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج از قرآن مجيد افزوده شد .
( 2 ) . مر و .
( 3 ) . سورهء فرقان ( 25 ) آيهء 6 .
( 4 ) . سورهء يس 36 آيهء 37 .