كردن به حسب حاجت ، چون بعضى به آن قيام كنند از باقى بيوفتد ( 1 ) . * ( مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاه لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ ) * ، پس از آن كه ما بيان كرديم براى مردمان در كتاب ، يعنى پس از آن كه ما بيان كرديم كس را حلال نباشد كه پنهان كند ، چه آن خود در مكنون علم ما پوشيده بود ( 2 ) ، براى آن در كتابها بيان كرديم تا پوشيده نباشد و مردمان به آن منتفع شوند . چون حال چنين باشد ، كتمانش حرام بود هر كه چنين كند .
* ( أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّه ) * ، آنان باشند كه خداى بر ايشان لعنت كند و لعنت كنندگان . و اصل « لعن » ، طرد و ابعاد باشد - چنان كه بيان كرديم - و من قول الشّاعر ، و هو الشّماخ و قد وصف ماء ورده :
ذعرت به القطا و نفيت عنه
مقام الذّئب كالرّجل اللَّعين
اى المطرود المبعد .
و در شرع مراد به او ابعاد باشد از رحمت و ثواب . و قوله : * ( وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ) * ، قتاده گفت : فريشتگان را خواست و پيغامبران را و مؤمنان را .
عطا گفت : جن و انساند . مجاهد گفت : هوامّ زمين است حتّى العقارب و الخنافس .
عبد اللَّه عبّاس گفت : همه جانورانند مگر جنّ و انس .
ضحّاك گفت : چون كافر را در گور نهند ، فريشتگان سؤال بيايند او را گويند :
من ربّك و من نبيّك و ما دينك ، خدايت كيست و پيغامبرت كيست و دينت چيست ؟ گويد : ندانم . مطرقه اى از آتش به دست دارد ، او را زخمى زند به آن كه همهء خلايق بشنوند مگر جنّ و انس ( 3 ) ، هيچ چيز نباشد كه آن آواز بشنود و الَّا او را لعنت كند ، فذلك قوله : * ( أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّه وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ) * . منكر و نكير او را گويند : لا دريت كذلك كنت فى الدّنيا ، مداناش ( 4 ) كه در دنيا همچونين نادان بودى .
عبد اللَّه مسعود گفت : [ 184 - پ ] هر آن دو كس كه بر يكديگر لعنت كنند ، لعنت بر آسمان شود ، و پس فرود آيد آن را كه لعنت كرده باشد ، مستحق نيابد با آن گردد كه لعنت كرده باشد ، او را نيز مستحق نيابد ، با جهودان گردد ، فذالك قوله :
هامش
( 1 ) . لب ، فق ، مب ، مر : بيفتد .
( 2 ) . مج : نبود ، ديگر نسخه بدلها : نباشد .
( 3 ) . فق ، مب را .
( 4 ) . آج : مدانادى .