ذو الشّمالين بن عمرو بن نضله ( 1 ) و عامر بن بكير ، مهجع بن عبد اللَّه ، و صفوان . و از انصار : سعد بن خيثمه ، و قيس بن عبد المنذر ، و زيد بن الحارث ، و تميم بن حزام ، و رافع بن المعلَّى ، و حارثة بن سراقة ، و معوّذ ( 2 ) و عوف بن عفراء .
علما در تفسير آيت و احوال شهدا خلاف كردند .
عبد اللَّه عبّاس و حسن بصرى گفتند : ايشان زندهاند بارواحهم و اجسادهم ، بامداد و شبانگاه روزى به ايشان مىرسد ، و ايشان خرّماند به آنچه خداى به ايشان مىدهد ، چنان كه در دگر آيت فرمود من قوله : يُرْزَقُونَ ، فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّه مِنْ فَضْلِه ( 3 ) .
و بعضى دگر گفتند : ارواح ايشان زنده باشند ( 4 ) ، و روزى بر ايشان عرض ( 5 ) مىكنند به بامداد و شبانگاه ، چنان كه بر ارواح آل فرعون آتش عرضه مىكنند ، في قوله : النَّارُ يُعْرَضُونَ [ 175 - ر ] عَلَيْها غُدُوًّا وَعَشِيًّا ( 6 ) . . . ، و علما و محقّقان بيشتر بر قول اوّلند .
و امّا در اخبار لفظ ارواح آمد چنان كه روايت كرد عبد اللَّه عبّاس كه رسول - عليه السّلام - در ذكر شهداى احد گفت :
ارواحهم في اجواف طير خضر ترد ( 7 ) انهار الجنّة و تأكل من ثمارها و تأوي الى قناديل من ذهب في ظلّ العرش
، گفت : ارواح ايشان در حوصلهء مرغان سبز باشد كه از جويهاى بهشت آب خورند و از ميوههاى بهشت خورند ، و با قنديلهاى ( 8 ) بهشت شوند كه ( 9 ) آويخته در سايهء عرش ، و الفاظ اخبار در اين معنى مختلف است .
در خبرى از مجاهد چنين است كه : بوى بهشت يابند ، و در بهشت نهاند و قتاده گفت :
مساكنهم السّدرة
، جاى ايشان به سدرهء منتهاست ( 10 ) ، و امّا ابو القاسم بلخى
هامش
( 1 ) . اساس و همه نسخه بدلها : فضله ، با توجّه به منابع و مآخذ مربوط به خبر ، تصحيح شد .
( 2 ) . اساس ابن ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها ، زايد مىنمايد ، آج ، لب ، فق : مسعود .
( 3 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 169 و 170 .
( 4 ) . مج ، وز : باشد .
( 5 ) . مج ، وز ، آج ، لب : عرضه .
( 6 ) . سورهء مؤمن ( 40 ) آيهء 46 .
( 7 ) . كذا : در اساس و ديگر نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 1 / 377 ) : تروى من .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : قناديلها .
( 9 ) . لب ، فق ، مب ، مر : شوند از زر .
( 10 ) . فق ، سدرة المنتهى .